خصوصیات مرتبط با ارائه اطلاعات-پایان نامه مسئولیت اجتماعی وگزارشگری مالی

خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با ارائه اطلاعات

بر اساس مفاهیم نظری گزارشگری اطلاعات مالی ایران دو ویژگی «قابل فهم بودن» و«قابل مقایسه بودن» اصلی ترین خصوصیات مرتبط با نحوه ارائه اطلاعات حسابداری می باشند:

 

الف) قابل فهم بودن

يکي از ويژگيهاي مهم خاص استفاده کننده در چارچوب نظري IASB و FASB ويژگي کيفي قابل فهم بودن مي باشد. قابل فهم بودن در بيانيه مفهومي شماره 2 چنين تعريف مي شود «کيفيت اطلاعات که استفاده کننده را قادر مي سازد اهميت آن را درک کند.» به طور مشابه چارچوب IASB قابل فهم بودن را اين چنين تعريف مي کند: «اطلاعات بايد به شيوه اي ارائه شود که توسط استفاده کننده اي که داراي يک دانش معقول از فعاليت هاي اقتصادي، تجاري و حسابداري باشد و در جهت مطالعه و بررسي اطلاعات تلاش معقولي داشته باشد، به راحتي قابل درک باشد.»

هر چند، قابل فهم بودن در حالي که يکي از چهار ويژگي کيفي اصلي چارچوب IASB مي باشد با اين وجود به عنوان يک ويژگي کيفي خاص استفاده کننده هيچ وقت آن موقعيتي را که بيانيه مفهومي شماره 2 به آن اعتقاد داشته است، IASBبراي آن قائل نشد.

 

 

ب) قابل مقايسه بودن[1]

قابل مقايسه بودن اينگونه تعريف مي شود «کيفيتي از اطلاعات که استفاده کنندگان را قادر مي سازد شباهت ها و تفاوت هاي بين دو پديده اقتصادي را مشخص کنند.[2]» زماني که ارزش هاي منصفانه به نحو قابل اتکايي اندازه گيري شوند، قابل مقايسه بودن اطلاعات را بالا مي برند.

يک فرايند تسعير نرخ ارزخارجي را در نظر بگيرد؛ ارزش هاي تاريخي دارايي ها به نرخ تاريخ معامله تسعير مي شوند. اين تفاوت بين مبالغ تاريخي براي دارايي هاي مشابه، باعث به وجود آمدن نرخ هاي متفاوت مبادله بين تاريخ تحصيل اوليه و تاريخ ترازنامه خواهد شد. يا شرايطي را در نظر بگيريد که به موجب آن سه دارايي مشابه در يک زمان مشابه و با يک قيمت مشابه در سه کشور مختلف خريداري مي شوند و سه مبلغ متفاوت بهاي تمام شده تاريخي براي آنها در تاريخ ترازنامه گزارش مي شود. صدور مجوز ضرورت تجديد ارزيابي دارايي هاي ثابت مشهود ،کاربردهاي مهمي در مورد ويژگي قابل مقايسه بودن دارد. انتظار مي رود که در شرايط نبودن الزام براي تجديد ارزيابي، قابل مقايسه بودن کاهش يابد. بسياري از واحدهاي اقتصادي ممکن است بنا به دلايل مختلف( مثل صرفه جويي هاي مالياتي ) در حالي که ساير واحدهاي اقتصادي دارايي هاي خود را براساس ارزش منصفانه مجددا ارزش گذاري مي کنند, گزارش هاي خود را براساس بهاي تمام شده تاريخي تنظيم نمايند. تشخيص شباهت ها و تفاوت ها بين دارايي هاي ثابت مشهود واحدهاي اقتصادي مختلف، در شرايطي که روش هاي مختلفي براي ارزشيابي دارايي ها وجود دارد بسيارسخت خواهد بود.

این خصوصیت براستفاده از روش مشابه حسابداری برای رویدادها و معاملات مشابه و همچنین روش متفاوت برای رویدادها و معاملات غیرمشابه تاکید دارد. بر این اساس، مقایسه‌پذیری نباید با ثبات رویه یا یکنواختی اشتباه شود. برای تفکر درخصوص مقایسه‌پذیر بودن می‌توان پرسید که:

  • آیا اطلاعات به‌طریقی تهیه می‌شوند که مقایسه آگاهانه با سایر شرکتها را ممکن سازد؟
  • خط مشی‌های حسابداری، افشا، شکل صورتهای مالی و سایر وسایل گزارش مالی در مقایسه با رقبا چگونه است؟
  • براساس چه زمینه‌هایی می‌توان قضاوت کرد که کیفیت آنها بهتر یا بدتر است (یعنی کدامیک از خصوصیات کیفی که در این مدل بحث شد، بهتر تامین می‌شود)؟
  • اگر خط‌مشی حسابداری منتخب، منعکس‌کننده رویه صنعت خاصی است، آیا این رویه رایج است؟ اگر نیست، آیا با الزامات حسابداری که مشخصاً به‌عنوان اصول پذیرفته‌شده حسابداری معین شده است، انطباق دارد؟

 

 ثبات رويه[3]

ثبات رويه اينگونه تعريف مي شود «مطابقت از دوره اي به دوره ديگر با سياست ها و رويه هاي ثابت[4]». این خصوصیت بریکنواختی و تغییر نیافتن روشها و خط‌مشی‌ها در دوره‌های مختلف تاکید دارد. می‌توان پرسید که:

  • آیا عملکرد یک شرکت را می‌توان در طی یک دوره زمانی به‌نحو مناسب مقایسه کرد؟
  • چه تغییراتی، در صورت وجود، در خط‌مشی‌های حسابداری یا کاربرد خط‌مشی‌ها، استفاده از براوردها و قضاوتهای مدیریت انجام شده است؟
  • چگونه این تغییرات در مقایسه با رویه‌های گذشته منجر به بهبود شده‌اند (یعنی کدامیک از خصوصیات کیفی مدل بهتر تامین شده است)؟
  • شما به چه موارد افشای مشخصی به‌منظور اثبات مناسب بودن ارائه اثر تغییرات در همه دوره‌های گزارش شده می‌توانید اشاره کنید؟

 

[1] -Comparabiliy

[2] – SFAC NO. 2

[3] -Consistency

[4] – SFAC NO.2