پایان نامه عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی) رویکرد مبتنی بر منابع

) رویکرد مبتنی بر منابع

تقریبا در دهه های 70 و 80 میلادی، نظریه IO بطور وسیعی حوزه مدیریت استراتژیک را دربرگرفته بود. با الهام از نظریه IO ولی با ایجاد یک نظریه مشخص، مطالعات پورتر بر انتخاب­های استراتژیک تاکید داشت که بر تحلیل صنعت به عنوان نقطه شروع انگشت می­گذاشت. استراتژی هم بر اساس تشخیص این که یک صنعت جذابیت دارد یا نه و شناسایی یک جایگاه رقابتی همراه با محدودیت­های خارجی، توسط ساختار صنعت تحمیل می­شود. اگرچه، چاکابورتی[1] اظهار می­دارد که پارادایم­های ساختار صنعت نمی­توانند همه جواب ها را به این سئوال که چرا برخی از سازمان­ها از دیگر سازمان­ها موفق ترند، بدهند. با توجه به ضعف­ها و عدم وجود شواهد تجربی محکم برای نظریه IO، محققان مدیریت استراتژیک شروع به جستجو برای یافتن عواملی درون سازمان – البته بدون چشم پوشی از عوامل خارجی- کردند تا دلیل تفاوت در عملکرد سازمان ها را بهتر متوجه شوند. یکی از این نظریه ­ها، رویکرد مبتنی بر منابع است.

این رویکرد از مطالعات پنروس[2] در سال 1959 نشات می­گیرد. او سازمان­ها را بصورت مجموعه­ای از منابع توصیف می کند. او می­گوید که پیشرفت سازمان در گرو استفاده هر چه بهتر مدیریت از منابع در دسترس است. اما رویکرد RBV بطور رسمی توسط ورنرفلت[3] در سال 1984 وارد ادبیات مدیریت استراتژیک شد. اگرچه نقش ساختار صنعت در عملکرد موفق سازمان­ها نادیده گرفته نشده است. با این که تلاش های ورنرفلت در توسعه رویکرد RBV بسیار مورد تاکید قرار گرفته اما مینزبرگ و دیگران[4] در سال 1998 اعلام کردند که در سال 1991، RBV به یک نظریه کامل تبدیل شد. در این سال، بارنی[5] یک رویکرد نظری عمومی در مورد منابع و مزیّت رقابتی پایدار را در شماره مخصوص مجله مدیریت بیان کرد که بر ظهور رویکرد مبتنی بر منابع تاکید داشت.(پورجهانی ، 1388، ص20)

بارنی می­گوید که از چشم انداز منابع، اقتصاد نئوکلاسیک و مطالعات پورتر در زمینه استراتژی، ذاتا منابع را همانند و یکسان می­بینند. علاوه بر این، اقتصاد نئوکلاسیک می­گوید که اگر منابع بطور ناهمگنی در یک صنعت ایجاد شوند، تفاوت­ها کوتاه مدت بوده و منابع می­توانند متحرک و قابل انتقال باشند. به عبارت دیگر، شرکت­ها می­توانند به آسانی منابعی را که برای اجرای استراتژی­هایشان نیاز دارند، بدست آورند. فرض شده که شرکت­ها منابع مشابهی دارند یا می­توانند آن ها را به راحتی به دست بیاورند. اما نظریه پردازان RBV چنین فرضی را رد می­کنند. انگاره اصلی RBV می­گوید که ناهمگنی منابع بین سازمان­ها وجود داشته و منافع بدست آمده از چنین منابعی می­تواند پایدار باشد.

منابع عموما به دو دسته ملموس و ناملموس تقسیم شده­اند. منابع ملموس شامل دارایی­های مالی مثل نقدینگی و دارایی­های فیزیکی مثل زمین و ساختمان هستند. منابع ناملموس شامل دارایی­های مالکیت معنوی مثل برند و حق امتیاز، دارایی های سازمانی مثل فرهنگ و ساختار سازمانی، دارایی شهرت مثل شهرت برند شرکت و قابلیت­ها مثل دانش و فن و امور روزمره هستند.

نظریه پردازان RBV می­گویند که اگرچه سازمان­ها طیف گسترده­ای از منابع را برای اجرای استراتژی­هایشان به کار می گیرند، ولی همه منابع منشا مزیّت رقابتی برای سازمان نیستند. برای مثال، در حالیکه یک بازاریاب ممکن است به یک لپ تاپ – بعنوان یک دارایی فیزیکی – برای انجام سریع تر سفارشات مشتریان نیاز داشته باشد، بعید است که یک لپ تاپ سهم مهمی در ایجاد مزیّت رقابتی برای سازمان داشته باشد. برای فهم این که کدام منابع منشا ایجاد مزیّت رقابتی هستند، منطق RBV باید به کار گرفته شود.(پورجهانی، 1388، ص20)

2-4-3-1) ویژگی­های مزیّت بخش منابع

بارنی می­گوید که منابع برای این که ایجاد کننده مزیّت رقابتی باشند، باید ویژگی­های زیر را داشته باشند                           ( p102، 1991، Barney):

1) باارزش

2) کمیاب

3) غیرقابل تقلید

4) غیرقابل جایگزین

منابعی که با ارزش اند به سازمان این اجازه را می­دهند استراتژی­هایی را بکار گیرند که کارایی و اثربخشی آن ها را بهبود دهد، نیازهای مشتریان را با هزینه کمتر نسبت به رقبا پاسخ دهد یا در بهره برداری کردن از فرصت­ها و خنثی کردن تهدیدات در محیط به سازمان کمک کند.

منابعی که کمیاب هستند توسط تعداد کمی از رقبای فعلی یا بالقوه یا بطور ایده­ال توسط یک رقیب تصاحب شده­اند. کمیابی منابع، تابعی از تعداد شرکت­هایی است که در یک ناحیه رقابتی منابع مشابهی دارند. اگر تعداد زیادی از شرکت­ها در یک ناحیه رقابتی منابع مشابهی داشته باشند (حتی اگر با ارزش باشند)، در این صورت توانایی منابع برای ایجاد مزیّت رقابتی برای همه شرکت­ها کاهش می­یابد. بطور کلی، اگر تعداد شرکت­های دارای منابع با ارزش خاص کم باشند، آن منابع کمیاب در نظر گرفته می­شوند و قابلیت این را خواهند داشت که مزیّت رقابتی ایجاد کنند. منابعی که با ارزش و کمیابند، فرصت­هایی را برای کسب مزیّت رقابتی ایجاد می­کنند و برای این که شرکت از این منابع بهره برداری کند، باید موانعی موجود باشند تا از تقلید رقبا از آن منابع جلوگیری کنند. بنابراین از قابلیت پایداری[6] منابع تحت عنوان قابلیت عدم تقلید یاد می­شود. (p795،1986،Barney)

غیرقابل تقلید بودن منابع به این موضوع اشاره می­کند که منابع تا چه اندازه­ای می­توانند توسط رقبا کپی برداری شوند. آسان ترین راه برای کسب مزیّت رقابتی بدست آوردن منابع با ویژگی­هایی است که مشابه با منابع مطلوبی است که مزیّت رقابتی را به وجود آورده­اند. اگر استراتژی سازمانی بر اساس منابعی باشد که رقبا به راحتی می­توانند بخرند، توانایی آن سازمان برای حفظ مزیّت رقابتی بطور قابل ملاحظه­ای کاهش یافته و کوتاه مدت می­شود. توانایی برای خرید یک منبع به در دسترس بودن آن بستگی دارد. منابعی چون ساختمان­ها، تجهیزات و حتی مهارت­های استاندارد شده به راحتی در دسترس بوده و می توانند خریداری شده و از سازمانی به سازمانی دیگر منتقل شوند. هر چند منابع دیگری هم هستند که متحرک نبوده و خاص هستند. بارنی در سال 1991 پنج خصوصیت برای غیرقابل تقلید بودن منابع مطرح کرد که از قرار زیرند:

  • ابهام علی[7]: برای شرکت­هایی که سعی می­کنند از منابع شرکت­های موفق کپی برداری کنند، ابهام علی ممکن است درک آن ها را محدود کند که دقیقا چه چیزی باعث موفقیت آن شرکت­ها شده است. به عبارت دیگر، ابهام علی زمانی وجود دارد که ارتباط بین منابع کنترل شده توسط شرکت و مزیّت رقابتی­اش توسط رقبا به خوبی درک نشود.
  • پیشینه[8]: غیرقابل تقلید بودن منابع می­تواند نتیجه وابستگی مسیری[9] باشد مثل حوادث تاریخی یا مقتضیات تاریخی منحصربه فرد. بعنوان مثال، برخی سازمان­ها ممکن است مزیّت­های غیرقابل تقلیدی را از طریق اکتساب تاریخی یک مکان جغرافیایی کسب کنند.
  • حقوق مالکیت قانونی[10]: در برخی موارد، یک منبع ممکن است بطور واضحی توسط رقبا شناسایی شود. اگرچه کپی برداری از منابع ممکن است از طریق حق مالکیت ممنوع شود. دارایی­های ناملموس قانونی مثل حق امتیاز، برند و کپی رایت بوسیله قوانین مالکیت معنوی محافظت شده­اند.
  • پیچیدگی اجتماعی[11]: این ویژگی وقتی وجود دارد که منابع بر اساس پدیده­های اجتماعی پیچیده بنا شده باشند. منابعی چون فرهنگ سازمانی نمی­توانند توسط رقبا کپی برداری شوند تا همان منافع را به آن ها هم بدهند. رقبا ممکن است زمان و هزینه زیادی را صرف کنند تا از این قسم منابع کپی برداری کنند در حالی که به منافع مشابه حاصل از آن نمی­رسند.
  • عامل فشردگی زمان[12]: به مدت زمانی اشاره دارد که منابع از طریق یادگیری، تجربه، دانش ویژه سازمان یا تبحر کسب شده در یک مهارت، ایجاد می­شوند. منابع در این حالت غیرقابل تقلید هستند – حداقل در یک دوره زمانی – به خاطر زمان موردنیاز، تلاش و سرمایه گذاری رقبا در جهت کپی برداری از این منابع .

آخرین ویژگی یک منبع برای حفظ مزیّت رقابتی، غیرقابل جایگزین بودن آن است. به عبارت دیگر، برای این که یک منبع منشا مزیّت رقابتی پایدار باشد نباید هیچ مشابه و معادلی داشته باشد. اگر دو منبع جایگزین­های مشابهی باشند و منافع استراتژیک مشابهی هم فراهم کنند ولی هر دو کمیاب باشند، این منابع می­توانند همچنان به هر دو شرکت منافع ویژه­ای برسانند. به عنوان مثال، فرض کنید شرکت «الف» سیستم پشتیبانی تصمیم بسیار پیچیده ای دارد، یک سیستم یکپارچه که در فرایندهای تصمیم گیری رسمی و غیر رسمی شرکت دخیل است. این فناوری پیچیده اجتماعی به شرکت این اجازه را می­دهد که از رقبای خود عملکرد بهتری داشته باشد. از سوی دیگر، شرکت «ب» بر تیم مدیریت باتجربه و هماهنگ خود متکی است. شرکت «ب» هم در بین رقبا سرآمد است. در این مثال، سیستم پشتیبانی تصمیم پیچیده و تیم مدیریت ممکن است جایگزین هم باشند اما چون هر دو کمیابند پس می­توانند همچنان به هر دو شرکت مزیّت رقابتی پایدار ارزانی کنند. (پورجهانی، 1388، ص ص 22-21)

مطالعات بارنی در سال 1991 اساس نظری درک تفاوت در عملکرد سازمان­ها – از چشم انداز منابع – را یکپارچه کرد. این مفاهیم کلیدی خمیرمایه اصلی رویکرد RBV را تشکیل داد. پتراف[13] در سال 1993 دو حالت دیگر به درک ظرفیت ایجاد منافع منابع اضافه کرد:

  • حدود پیش بینی شده در رقابت[14]

2) حدود واقعی در رقابت[15]

او می­گوید برای این که یک شرکت به مزیّت رقابتی دست یابد، حدود پیش بینی شده در رقابت باید وجود داشته باشند. وی این مفهوم را بدین صورت تعریف می کند: پیش از این که هر شرکتی یک جایگاه منابع برتر ایجاد کند، باید یک رقابت محدود وجود داشته باشد. بعنوان مثال، اگر دو یا چند شرکت رقیب در یک صنعت قبل از کسب یک منبع بدانند آن منبع به آن ها یک جایگاه منابع بی­رقیب در برابر رقبای فعلی و آتی خواهد داد، آن شرکت­ها برای بدست آوردن آن منبع رقابت خواهند کرد به طوری که هر بازده پیش بینی شده­ای بی چون و چرا خواهد بود. روملت[16] در سال 1987 می­گوید که اگر هیچ تفاوتی بین ارزش (ارزش واقعی) یک ریسک و هزینه­هایش (هزینه­های پیش بینی شده) وجود نداشته باشد، منافع صفر خواهد بود. به عبارت دیگر، منابع باید برای ایجاد منافع، پایین تر از ارزش فعلی خالص تنزیل شده­شان جذب شوند در غیر این صورت منافع آتی بطور کامل جذب قیمت پرداخت شده برای منابع خواهند شد.                      ( p304، 2003، Foss)

برای این که یک شرکت منافع اقتصادی­اش را حفظ کند، حدود واقعی در رقابت باید وجود داشته باشند. حدود واقعی در رقابت نیروهایی هستند که رقابت را محدود کرده و منافعی را پس از این که شرکت به مزیّت رقابتی رسید عاید شرکت می­کند. پتراف می­گوید که توانایی حفظ منافع کاهش می­یابد وقتی که رقابت عرضه منابع کمیاب را افزایش می­دهد. هم چنین، رقابت ممکن است توانایی انحصارگر را برای محدود کردن خروجی از طریق افزایش حساسیت منحنی تقاضا، تحلیل برد. اگرچه، پتراف هم مثل بارنی می­گوید که از چشم انداز منابع، دو عامل حیاتی هستند که رقابت واقعی را محدود می­کنند:

  • قابلیت تقلید ناقص
  • غیر قابل جایگزین بودن

 

[1] . Chakaborty

[2] . Penrose

[3] . Wernerfelt

[4] . Mintzberg

[5] . Barney

[6] . Sustain Ability

[7] . Causal Ambiguity

[8] . History

[9] . Path Dependencies

[10] . Legal Property Rights

[11] . Social Complexity

[12] . Time Compression Diseconomies

[13] . Peteraf

[14] . Ex Ante Limits To Competition

[15] . Ex Post Limits To Competition

[16] . Romlet