نقش سرمايه فكري:پایان نامه درباره سرمایه فکری

 

-اهمیت و ضرورت سرمایه های فکری

امروزه سرمايه فكري اعم از دانش، تجربه، مهارت شخصي، روابط خوب و توانايي فناوري، منبع مهم مزيت رقابتي و عامل كليدي سود آوري شركت محسوب مي شود. دو عامل مهم كه موجب افزايش كيفيت عملكرد شركت ها طي دو دهه گذشته شده است، جهاني شدن و فزوني تغييرات فناوري است. در اين محيط ، سرمايه فكري و دارايي هاي نامشهود عوامل مهم موفقيت هستند. در رقابت اقتصادي جديد، دارايي هاي مبتني بر دانش فراهم كننده يك مزيت رقابتي ذاتي هستند ( مجتهدزاده و همکاران ، 1389 ، ص 110 ) . امروزه جنبه نامشهود اقتصاد بر پايه سرمايه هاي فكري بنيان نهاده شده و ماده نخستين و اصلي آن، دانش و اطلاعات است. سازمان ها براي مشاركت در بازارهاي امروزين، در هر شكل و نوع به اطلاعات و دانش براي بهبود عملكرد خود نيازمندند (خاوند كار و همكاران، 1387 ).

با توجه به این که دارایی هاي دانشی در سازمان هاي دانش محور زیادي، به عنوان منابع اولیه مزیت رقابتی به حساب می آیند(Lev,2001).محیط کسب وکار مبتنی بر دانش، نیازمند رویکردي است که دارائی ها ناملموس جدید سازمانی مثل دانش و شایستگی هاي منابع انسانی، نوآوري، روابط با مشتري، فرهنگ سازمانی، نظام ها، ساختار سازمانی وغیره را در برگیرد. دراین میان، نظریه سرمایه فکري توجه روزافزون محققان دانشگاهی و دست اندرکاران سازمانی را به خود جلب کرده است. از طرف دیگر در اقتصاد دانش محور حال حاضر، سرمایه فکري بخش مهمی از ارزش شرکت ها محسوب می شود. توانایی براي مدیریت و کنترل سرمایه فکري مستلزم این است که شرکت ها بتوانند سرمایه فکري را شناسایی، اندازه گیري و گزارش کنند. ( Meer-Kooistra et al.,2001,P.459)

سرمایه انسانی را می توان مهمترین دارایی های سازمان تلقی کرد. بنابراین انتظار می رود سازمان هایی که

از سرمایه فکری و انسانی بالاتری برخوردارند عملکرد مالی آن ها نیز بالاترباشد. سرمایه فکری سرمایه ای فراتر از دارایی های فیزیکی و دارایی های مشهود است. امروزه سهم سرمایه فکری به دلیل تولید دانش و اطلاعات و در نتیجه تولید ثروت در اقتصاد مبتنی بر دانش می تواند نقش مهمی در خلق ارزش افزوده و تولید ناخالص داخلی داشته باشد. به همین دلیل در سطح بنگاه های اقتصادی نیز عملکرد مالی سازمان ها می تواند تحت تأثیر دارایی های فکری و سرمایه انسانی قرار گیرد(روشنی اصل و همکاران، 1392،ص2).

سرمايه فكري به عنوان يك عامل توليد ثروت در مقايسه با ساير دارايي هاي مشهود و فيزيكي، ارجحيت بيشتري پيدا مي كند ( سیدنقوی و همکاران ، 1391 ، ص 54 ) .دارايي هاي فكري و به خصوص سرمايه هاي انساني جزو مهم ترين دارايي هاي سازماني محسوب مي شوند و موفقيت بالقوه سازمان ها ريشه در قابليت هاي فكري آ نها دارد(Abeysekera,2006) . اگرچه اهمیت سرمایه فکري با توجه به بازار رقابتی امروز، همواره در حال افزایش است اما اکثر سازمان ها ، با مشکلات زیادي به دلیل نادیده گرفتن اثر سرمایه فکری شان رو به رو می شوند؛ چرا که وجود سرمایه فکري به دلیل ماهیت و ویژگی هاي آن در این شرکت ها پنهان مانده است.,2011) .( Maditinos et al