نقش اندازه گیری عملکرددر تسهیل در تصمیم گیری

اندازه گیری عملکرد و تسهیل در تصمیم گیری

تصميم گيري[2] همواره به عنوان فعاليت اصلي براي مديران در تمام سطوح مديريت مطرح بوده است. تغييرات سريع محيطي بر توسعه دامنه فعاليت سازمان هاي و شركت ها ، پيچيدگي اين فرآیند را نسبت به گذشته فزوني بخشيده است. تصميم گيري مسئوليت اصلي هر مدير در هر سطح از واحدهاي اقتصادي است. اين موضوع در واحدهاي انتفاعي از اهميت بيشتري برخوردار است. اهميت و جايگاه موضوع تصميم گير در مجموعه فعاليت هاي مديريتي به گونه اي است كه سايمون[3] علم مديريت را علم تصميم گيري مي داند (نيكو مرام و همكاران ،1389، ص18). مديران باید برای برنامه ریزی ، سازماندهی و اجرا ، تصمیم گیری کنند. این تصمیم گیری های باید بر اساس نتایج ارزیابی های انجام شده (با معیار ها و شاخص های عملکرد) و متناسب با فرآیند های کاری سازمان يا شركت باشد. اندازه گيري مستمر عملکرد ، موجب پیدایش اطلاعات مستند ، به هنگام و با ارزش برای تصمیم گیری مدیران در سطح عالي خواهد شد که با هدف ارتقاي آن سازمان يا شركت و بهبود فعالیت های کاری آن در زمینه های مختلف اتخاذ می شوند (خالقي مقدم و برزيده ،1382، ص85). به بیان دیگرتصمیم‌گیران شركت برای تصمیم‌گیری صحیح بایستی وضعیت موجود در شركت را به‌درستی بشناسند. از این رو آنان نیاز به اطلاعاتی دارند که عملکرد شركت را به‌طور دقیق نشان دهد. بنابراین وضعیت عملکردی فعلی شركت تأثیر مستقیمی در تصمیمات آنان می‌گذارد و شاید به همین دلیل است که این‌روزها اندازه‌گیری دقیق عملکرد شركت ها هم در مجامع دانشگاهی و هم در مجامع صنعتی اهمیت زیادی یافته‌است.بنابراين اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه های به دست آوردن اطلاعات برای تصمیم گیری در شركت ها می باشد به همین جهت همواره در هر دوره زمانی ، نیاز به اندازه گیری عملکرد در مدیران احساس شده است (Peiperl ,2001,p144).

امروزه شرکت های سهامی عام پذیرفته شده در بورس های اوراق بهادار از جمله کار آمدترین ، موثرترین و اقتصادی ترین بنگاه های اقتصادی هر کشور و از مهم ترین پایه های اقتصادی نیز به حساب می آیند. به دلیل این اهمیت یکی از موضوعات بسیار اساسی نحوه اندازه گیری عملکرد مالی شرکت ها است. اندازه گیری عملکرد مالی پایه بسیاری از تصمیمات از قبیل پاداش مدیران ، قیمت سهام ، ریسک سهام ، تصمیم گیری مربوط به سرمایه گذاری ها و بسیاری از موارد دیگر است (خالقي مقدم و برزيده،1382 ، ص86).اغلب تشخیص و درک این موضوع که کدام فرصت و یا نیاز یک تصمیم راهبردی را الزام آور می سازد دشوار است از اين رو فرآیندهای شركت های هوشمند به آن ها کمک می کند تا در تصمیم گیری های راهبردی آن نیاز را شناسایی و تشخیص دهند قبل از آن که گرفتار مشکلات ناشی از آن نیازها گردند. آن ها فرآیندهای با قاعده و نظام مند را به کار می گیرند تا مراحل و گام های مورد نیاز برای رسیدن به نتایج درست را ترسیم نمایند این گونه فرآیندها از نیروهایی با کیفیت بهره مند هستند زیرا آن ها افراد مناسبی را در گیر می کنند و همین درگير نمودن  آن ها اطمینان بخش انجام تعهدات آن هادر تصمیم نهایی خواهد بود (كسمتي، 1387، ص2).

همان طور كه در بخش هاي قبل نيز گفته شد ، يكي از اهداف اصلي اندازه گيري عملكرد، دستيابي به  اطلاعات منطقي براي پشتيباني تصميم گيري است. در رابطه با اندازه گيري عملكرد، اساساً اهداف استراتژيك مدنظر است. معمولاً مفهوم اندازه گيري عملكرد در سطح استراتژيك به نظارت بر طرح ها و موفقيت شركت ها بر مي گردد. شركت ها اغلب اندازه گيري عملكرد را يا در سطوحي از جمله بخش ها، واحدها، نظام ها اعمال مي كنند و يا در بخش هاي منحصر به فرد و انفرادي. اين اندازه ها و مقياس ها اغلب مربوط به كارمندان هستند (يوسفي نژاد و نيشابوري،1388، ص30).

اطلاعات به دست آمده از نظام اندازه گیری عملكرد و نيز تحليل اين اطلاعات در روند تصميم گيري شركت هاي فوق به كار گرفته شده اند. با به كارگيري نظام اندازه گیری عملكرد، شركت ها قادر خواهند بود منابع موجود مانند منابع مالي و نيروي كاري را به محل درست خود تخصیص دهند. بنابراین نظام های اندازه گیری عملکرد می توانند اطلاعاتی با جهت گیری بلند مدت از بازار و رقبا برای مديران فراهم و همچنین زمینه استفاده از تجربیات قبلی را برای برنامه ریزی فعالیت هاي آتی و در نهایت تسهیل در تصمیم گیری های آتی شركت ميسر گردانند و در ضمن اين كه بازخورد مناسبي در خصوص ميزان تحقق اهداف و صحت اجراي استراتژي ها ارائه مي گردد دارايي هاي مشهود و نا مشهود شركت نيز تحت كنترل قرار خواهند گرفت (غلامي و همكاران،1387، ص2).

در نهایت باید عنوان نمود كه از مهم ترین اهداف بنگاه های اقتصادی ، کسب سود در کوتاه مدت و افزایش ثروت اقتصادی مالکان در بلند مدت است. این اهداف با اتخاذ تصمیمات منطقی در فرآیند سرمایه گذاری امکان پذیر می شود. اتخاذ تصمیمات منطقی و نتایج حاصل از آن رابطه مستقیمی با اندازه گيري عملکرد بنگاه اقتصادی دارد و اندازه گيري عملکرد بنگاه های اقتصادی نیز نیازمند شناخت شاخص هایی است که بتواند در دو مجموعه شاخص های مالی و غیر مالی طبقه بندی شود. شاخص های مالی سنجش عملکرد به دلیل برخورداری از ویژگی های نظیر کمی بودن ، عملی بودن ، عینی بودن و ملموس بودن ، آن ها را نسبت به معیارهای غیر مالی دارای ارجحیت نموده است (رهنمای رودپشتی،1386، ص159).

 

[1] Facilitate Decision-Making

[2] Decision Making

[3] Herbert  Saymon