نظریه های رفتاری و شناختی ؛پایان نامه در مورد بیمه

 

16 نظریه های رفتاری و شناختی

دومین طبقه بندی در نظریه های معاصر انگیزش، دو دیدگاه رفتاری و شناختی است که مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم.

2-17-1 دیدگاه های رفتاری

اسکینز این فرض را مطرح می کند که علت های رفتار بیرون از ارگانیزم قرار دارند. بنابراین، کل موضع علم رفتار انسان، کشف و توصیف کردن قوانینی است که بر تعامل های بین ارگانیزم و محیط حاکم هستند. همچنین پیامدهای رفتار، احتمال وقوع دوباره ی آن رفتار را تعیین می کنند. اسکینز به طور کلی در یادگیری دو رویداد تقویت مثبت و تقویت منفی را بیان می دارد و نشان دهنده آن است که اگر نتیجه ی رفتاری به پاداش منتهی شود تکرار خواهد شد، وگرنه اگر تنبیه در پی داشته باشد از میان خواهد رفت. در اصل دیدگاه های رفتاری، رفتار را آموختنی می دانند و به همین خاطر مبنای رفتارهای انگیزشی را به محیط بیرون نسبت می دهند.

2-17-2 دیدگاه های شناختی

برعکس الگوهای رفتاری، کلین در دیدگاه شناختی، فرایندهای درونی موجود زنده را مد نظر قرار می دهند. نظریه های شناختی چنین فرض می کنند که انسان اطلاعاتی را که از محیط می گیرد، پردازش کرده و سپس تفسیر و تحلیل می نماید. در این الگو انسان به عنوان تصمیم گیرنده، پس از دریافت شرایط محیطی به پاسخی که از دید وی مقتضی است، متوسل می شود. در این دیدگاه به فرایندهای شناختی در تسلسل و تداوم رفتار اهمیت زیادی داده می شود. فرایندهای درونی موجود زنده به عنوان میانجی مابین محرک و پاسخ به حساب می آیند و پژوهشگران معتقدند که فرایندهای میانجی بر تسلسل یا تداوم رفتار مسلط هستند. از دید آنان تنها وقتی می توان رفتار را درک کرد که عامل مداخله گر شناخته شود. همه ی دیدگاه های شناختی در این مورد که مردم فکر می کنند و افکار آنان نقش عمده ای در رفتارشان دارد، مشترک هستند. سه مورد از فرض های بنیادی این دیدگاه به شرح زیر می باشد:

  • هر فرد با تفاوت های فردی بسیار زیاد و متمایز از دیگران متولد می شود.
  • انسان بر پایه ی ارزیابی نتایج احتمالی هر رفتار، تصمیم می گیرد.
  • رفتار معنی دار انسان براساس ساختار نیازی او شکل می گیرد(قاسمی،1390، 247-248)