مفهوم کیفیت سود براساس تاثیرگذاری درتصمیم،پایان نامه در مورد کیفیت سود گزارش شده

مفهوم کیفیت سود براساس تاثیرگذاری درتصمیم

مفهوم کیفیت سود براساس انجام تصمیمات، برانگیزه ها وتخصص تهیه کنندگان اطلاعات و حسابرسان تاکید دارد. دو رویکرد در این دیدگاه وجود دارد. در اولین رویکرد کیفیت سود به صورت عکس با میزان قضاوت ها و برآوردهای بکار رفته توسط تهیه کنندگان گزارش های مالی رابطه دارد به طوری که کیفیت سود با افزایش اعداد گزارش شده ای توسط مدیریت تخمین زده شده اند،کاهش می یابد. در دومین رویکرد کیفیت سود رابطه عکسی با میزان بهره مندی تهیه کنندگان گزارش های مالی از به کارگیری برآوردها و قضاوتها که منجر به انحراف از هدف استاندارد می گردد، دارد.

الف) قضاوت ها و برآوردها معیاری معکوس از کیفیت سود

در جهت افزایش مربوط بودن ، استانداردهای گزارشگری مالی شناخت حسابداری را به صورت فزاینده ای برای معاملات کامل نشده تسریع کرده که این باعث می شود که اعداد گزارش شده برمبنای برآوردهای مدیریت باشد. برای مثال می توان به شناخت تغییرات در ارزش منصفانه اوراق بهادار قابل داد و ستد و برخی از مشتقات سهام، شناخت زیان ناشی از نابابی دارایی های ثابت و سرقفلی خریداری شده، به طوری که قبل از اینکه این تغییر ارزش ها در یک معاوضه محقق گردند، اشاره کرد.

زمانی که هدف از تخمین مدیریت، ارزش منصفانه است آنگاه تسریع در شناخت باعث نزدیکی بیشتر سود هیکسی  با سود حسابداری می گردد اما به بهای کاهش شدید در قابلیت اتکاء.

تسریع شناخت رویدادهای اقتصادی نمایانگر اشتباهات اندازه گیری  در صورت های  مالی می باشد چرا که اشتباهات سهوی در  قضاوت و برآورد توسط تهیه کنندگانی که  دچار خطا در مفروضات خود درباره آینده می گردند، اتفاق می افتد. علاوه بر این هر فرض ساده در  مدل استفاده  شده در ارزیابی معاملات کامل نشده می تواند منبع اشتباه در اندازه گیری باشد.

می توان گفت این دو منبع اشتباه اغلب حدودا” صفر می باشد اما این به معنای بی اهمیت بودن این اشتباهات در اندازه گیری  نمی باشد. اول اینکه اندازه گیری ها ممکن است که بی طرفانه باشد اما نشانگر انحراف قابل توجه ای باشد. دوم اینکه شرایط پیچیده و غیر معمول اقتصادی باعث می گردد که بسیاری از تهیه کنندگان دچار اشتباه گردند. بنابراین اگرچه معمولا” اشتباهات نزدیک صفر است، اما نتیجه تخمین لزوما” همیشه بی طرفانه نیست.

نکته ای که بایستی در این بحث به آن توجه کرد این است که بعضی از رویکردهایی که کیفیت گزارشگری مالی و کیفیت سود را تعیین می کنند با یکدیگر در تضاد هستند. برای مثال میزان به تعویق افتادن رخداد اقتصادی به علت معیار شناخت حسابداری نشان دهنده کاهش در مربوط بودن سود     می باشد. با وجود به تعویق افتادن ناشی از شناخت در حسابداری و اشتباه در اندازه گیری که همراه با تلاش در جهت تسریع در شناخت است، موضوع اندازه گیری در صورتهای مالی شرکت هایی که شامل معاملات بلند مدت می باشد را بامشکل روبرو می سازد که این باعث کاهش کیفیت سود از نظر مربوط بودن خواهد شد.

موضوع دوم این است که بحث قابلیت مقایسه زمانی بیشتر دچار ابهام می گردد که اعداد گزارش شده براساس تخمین های مدیریت می باشد. زیرا آن تخمین ها ممکن است به گونه ای یکنواخت در تمام شرکتها انجام نشود. یک رویکرد در افزایش قابلیت مقایسه، ایجاد قواعد جزئی است. آنگاه احتمال اینکه تخمین های براساس قضاوت مدیریت باشد کاهش می یابد. چرا که قضاوت حذف شده است. دومین راه ایجاد استاندارد مفهومی که در آن هدف استاندارد به وضوح بیان شده و همراه با رهنمودهای کاربردی است، می باشد. در دومین روش فرض می شود که تخمین های صورت گرفته تا زمانی با یکدیگر قابل مقایسه هستند که تهیه کنندگان صورتهای مالی از رهنمودهای یکسان در انجام تخمین ها پیروی کرده و سعی در تحریف هدف و قصد استاندارد نداشته باشند.