مفهوم سود تقسیمی شرکتها -پایان نامه درباره سرمایه گذاری

 

سود تقسیمی شرکتها انواع آن وسیاستهای سود تقسیمی

2-2-1 سود تقسیمی

سود تقسيمي از موضوعهايي است كه از ديرباز مورد توجه پژوهشگران مالي قرار داشته است و هنوز نيز به عنوان يكي از مسائل بحث انگيز در حوزه مديريت مالي باقي مانده است. تقسيم سود شركت ها همچنان براي محققان مالي، پيچيده و معماگونه است و از دو جنبه بسيار مهم قابل بحث است. از يك طرف، عاملي اثرگذار بر سرمايه گذاري هاي پيش روي شركت هاست. تقسيم سود موجب كاهش منابع داخلي و افزايش نياز به منابع مالي خارجي مي شود. از طرف ديگر، بسياري از سهامداران شركت، خواهان تقسيم سود نقدي هستند. از اين رو، مديران با هدف حداكثر كردن ثروت سهامداران همواره بايد بين علايق مختلف آنان و فرصت هاي سودآور سرمايه گذاري تعادل برقرار كنند. بنابراين، تصميمات تقسيم سود كه از سوي مديران شركت ها اتخاذ مي شود، بسيار حساس و داراي اهميت است (هاشمی و رسائیان،1388). شناسايي عوامل مؤثر بر سود تقسيمي، موضوع پژوهش بسياري از پژوهشگران بوده است. نتايج آنها بيانگر اهميت سود تقسيمي در سرنوشت شركت است. از طرفي، هنوز زواياي ناشناخته بي شماري دراين زمينه وجود دارد كه پژوهش در اين زمينه را ضروري مي سازد. پژوهش هاي قبلي بيانگر آن است كه نا اطميناني به جريان نقد، مرحله عمر شركت، فرصت هاي سرمايه گذاري و سودآوري شركت بر سود تقسيمي اثر گذارند.

تصميم گيري در مورد پرداخت سود تقسيمي، يكي از تصميمات مهمي است كه شركت با آن مواجه است. سياست شركت در زمينه سود تقسيمي، از عواملي است كه بر ارزش شركت مؤثر است (ویگنت و روبرت، 2009). سود تقسيمي به داشتن خاصيت چسبندگي معروف است؛ شركتهايي كه سود تقسيمي خود را كاهش مي دهند، معمولاً با كاهش شديد در ارزش خود مواجه مي شوند. بنابراين، مديران تمايل دارند از پرداخت سود بالا اجتناب كنند؛ مگر اينكه نسبت به توانايي شان در حفظ سطوح بالاي سود تقسيمي اطمينان داشته باشند (چای و سو، 2009). مطالعات نظرسنجي لينتر (1956) و براو و همكاران (2005)، نيز مشخص كرد كه مديران پايداري در تحصيل سود را يكي از مهمترين عوامل در تصميم هاي سود تقسيمي مي دانند. در واقع، اساس و پايه پرداخت سود تقسيمي،كسب سود به طور منظم است. شركتي كه نتواند به طور منظم سود كسب كند؛ به طور حتم، نمي تواند سياست تقسيم سود منظمي داشته باشد (براوو و همکاران، 2009). همچنين، پرداخت سود نقدي منوط به داشتن وجه نقد كافي است. عدم تناسب نقدينگي و سود تقسيمي به معني چالش آفريني شركت است. در واقع، شركت ها زماني سود نقدي توزيع مي كنند كه جريان نقد كافي براي توزيع سود را داشته باشند (دنیس و همکاران، 2008). از طرفي، پرداخت سود نقدي موجب خروج منابع در اختيار شركت خواهد شد. در صورتي كه تنها خواست سهامداران مورد توجه قرار گيرد و سود تقسيمي بالايي پرداخت شود، ممكن است شركت نتواند از فرصت هايي كه در پيش رو دارد، استفاده كند. در حقيقت، بنگاه هايي كه با فرصت هاي سرمايه گذاري بسياري روبه رو هستند، به وجه نقد بيشتري نياز دارند. بنابراين، ممكن است سود تقسيمي پاييني بپردازند (فاما و فرنچ، 2001). سود تقسيمي انتظارات مديران را درباره سودهاي آتي شركت نشان مي دهد. مديران افراد داخلي شركت هستند كه اطلاعات خاصي را درباره انتظارات شان از درآمدهاي آتي شركت به سرمايه گذاران نشان مي دهند. اين موضوع توسط نظريه علامت دهي عنوان مي شود (باتاچاریا،2007). از سودآوري شركت به عنوان معياري براي سنجش تداوم فعاليت و پيش بيني فعاليت هاي آتي واحد تجاري استفاده مي شود (احمدپور، 1387). اگر از طرف سهامداران به سود تقسيمي نگاه شود، آ نها علاوه بر اينكه آن را دريافتي نقدي مي دانند، از آن به عنوان ابزاري براي كنترل مديريت استفاده ميكنند. جدا بودن مديريت از مالكيت در شركت هاي سهامي باعث تضاد منافع ميان مديران و سهامداران ميشود. اين بحث موضوع نظريه نمايندگي است. در واقع، سود تقسيمي راه حل بالقوه تضاد نمايندگي است (بروکمن و همکاران، 2009). پرداخت سود تقسيمي مديران را به تأمين مالي خارجي و حضور در بازارهاي مالي مجبور مي كند. استفاده از منابع خارجي باعث مي شود كه مدير از طرف متخصصان حرفه اي مانند بانك ها و واسطه هاي مالي تحت نظارت و كنترل باشد. با تشخيص ارزش نظارت تأمين مالي خارجي، ذي نفعان ممكن است روي پرداخت سود پافشاري كنند (ایستربروک، 1984).

تقسيم سود از چند جنبه حائز اهميت است. از يك نظر، تقسيم سود عاملي موثر بر استفاده از فرصتهاي سرمايه گذاريهاي پيش روي شركت هاست. هر قدر ميزان سود تقسيمي بيشتر باشد، منافع داخلي شركت به منظور اجراي پروژه هاي سرمايه گذاري كمتر خواهد شد و نياز به منابع مالي خارج از شركت بيشتر مي گردد و اين عامل ميتواند بر قيمت سهام شركتها در آينده تاثير بسزايي داشته باشد. از طرف ديگر، بسياري از سهامداران شركت خواهان تقسيم سود نقدي هستند، از اين رو مديران همواره بايد بين علايق مختلف سهامداران تعادل برقرار نمايند، تا هم فرصت هاي سودآور سرمايه گذاري را از دست نداده باشند و هم سود نقدي مورد نياز بعضي از سهامداران را بپردازند. اجراي سياست هاي مناسب تقسيم سود در بازار كامل سرمايه موجب حداكثر كردن ثروت سهامداران را فراهم ميكند لذا سرمايه گذاران انگيزه هاي مختلفي جهت خريد سهام دارند. برخي از آنها با اين انگيزه سهام عادي شركت را خريداري مي كنند كه بطور مستمر ساليانه مبلغي به عنوان سود سهام عادي دريافت كنند، در حاليكه برخي ديگر به اميد برخورداري از افزايش قيمت سهام، به خريد سهام عادي اقدام مي كنند. برخي ديگر نيز با هدف دريافت سود سهام و افزايش قيمت سهام، سهام عادي را مي خرند، به همين دليل مديران بايد جهت برآورده ساختن انتظارات سهامداران شركت سياست هاي متفاوتي را اتخاذ نمايند. از جمله اين سياست ها، سياست تقسيم سود و سياست هاي مربوط به ساختار سرمايه و تامين مالي مي باشد كه مديريت مي تواند با اتخاذ سياست هاي مناسب، هدف اصلي شركت كه همان حداكثر كردن سود شركت و در نهايت حداكثر كردن ثروت سهامداران است را تحقق بخشد (بولو، 1387).

در تصمیم گیري پیرامون مقدار توزیع سود میان سهامداران، مدیران باید همواره هدف شرکت را در نظر داشته باشند که همان حداکثرسازي ثروت سهامداران است. در نتیجه، نسبت پرداخت هدف )درصدي از سود خالص که به صورت نقدي پرداخت میشود ( باید تا حد ممکن بر پایة اولویت سهامداران از سود نقدي و عایدات سرمایه اي استوار باشد. خط مشی بهینة تقسیم سود، در راستاي هدف حداکثرسازي قیمت سهام باید بین تقسیم سود و رشد آتی تعادل برقرار کند (ویستون وبریگام، 2008).

هر سال شرکتها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را براساس نیاز شرکت نزد خود نگهداری می کنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می نمایند. به مقدار سودی که شرکت تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسد DPS یا سود تقسیمی گفته می شود به عبارت دیگر DPS بخشی از سود پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم است که توسط شرکت پرداخت می گردد. سود پرداختی هر سهم از تقسیم کل سود پرداختی ( مصوب مجمع عادی سالانه ) بر تعداد سهام شرکت به دست می آید. چون DPS سود بخشی از EPS می باشد که سهامداران در مورد تقسیم آن نظر می دهند معمولاً کمتراز EPS می باشد. البته چنانچه تمام سود تقسیم شود EPS و DPS برابر می باشد در بعضی موارد خاص نیز DPS بیشتر از EPS است که این مبلغ اضافی معمولاً از محل سود انباشته سالهای قبل تامین می شود. البته این وضعیت اکثراً نشان دهنده بی برنامه بودن شرکت می باشد چون سود انباشته همان سود سالهای گذشته است که توزیع نشده است و معمولاً جهت انجام برنامه ای خاص در شرکت باقی مانده است و توزیع آن در سالهای بعد نشانه خوبی نیست. با شروع فصل مجامع شرکتهای بورس موضوع تقسیم سود (DPS) ذهن تمامی سهامداران شرکت های بورسی را به خود جلب کرده به خصوص سهامداران حقیقی که ازاین راه امرار معاش می کنند.

اینکه چه میزان از سود تحقق یافته هر سهم به صورت نقدی توزیع شود و چه میزان در شرکت باقی بماند تصمیمی است که در مجمع عادی سالیانه توسط هیات مدیره به مجمع پیشنهاد داده می شود و سپس به تصویب سهامداران می رسد. براساس قانون تجارت در صورت تصویب در مجمع عمومی عادی سالانه تقسیم سود تصویب شده، حداکثر ظرف 8 ماه ازتاریخ تصویب به سهامداران می بایست پرداخت گردد. البته سود پرداختی یا DPS تنها به سهامدارانی پرداخت می گردد که در تاریخ برگزاری مجمع مالک آن میزان سهم باشند (آیتی گذار، 1391).