مفهوم تصمیم گیری با معیارهای چندگانه

تصمیم گیری با معیارهای چندگانه

علم تصمیم گیری در شاخه های مختلف شامل روانشناسی،مدیریت،مهندسی و تحقیق در عملیات یا مدیریت علمی رشد داشته است.با رشد پیچیدگی جامعه،اهدف متعددتر و متعارف تر می گردند. همواره لازم است دولت ها بین اهداف متعارض و متعدد خود نظیر رشد اقتصادی، کاریابی و تامین اجتماعی توازن برقرار سازند. شرکت های صنعتی یا بازرگانی نیز به این امر پی برده اند که برای تصمیم گیریهای بهتر لازم است اهداف متعددی را در نظر بگیرند. با اینکه سودآوری در کوتاه مدت برای این شرکت ها قابل اهمیت است اما عوامل متعدد دیگری وجود دارند که در تعارض با سودآوری کوتاه مدت هستند و باید در نظر گرفته شوند. در بسیاری از موارد، نتیجه تصمیم گیریها وقتی مطلوب و مورد رضایت تصمیم گیرنده است که تصمیم گیری بر اساس چندین معیار بررسی و تجزیه و تحلیل شده باشد.

از مجموعه تکنیک های تحقیق در عملیات، تکنیک های تصمیم گیری با معیارهای چندگانه [1] عهده دار حل این گونه مسائل در تصمیم گیری است. در مدل هایی مانند برنامه ریزی خطی، برنامه ریزی عددصحیح، برنامه ریزی غیرخطی و عمده مدل های کلاسیک تحقیق در عملیات، فقط یک معیار مانند سود، هزینه، بهره وری، زمان و … مورد توجه قرار می گیرد، حال آنکه در مدل های تصمیم گیری با معیارهای چندگانه ، همزمان چند معیار با یکدیگر در تعیین بهترین گزینه مورد استفاده قرار می گیرد.

معیارها ممکن است کمی یا کیفی بوده و به دلیل وجود مقیاس های مختلف اندازه گیری، با هم قابل مقایسه نباشند.در بعضی از مسائل معیارها ممکن است با یکدیگر متضاد باشند، یعنی افزایش یک عامل یا معیار موجب کاهش عامل دیگر شود. تصمیم گیری با معیارهای چندگانه معمولا به دنبال گزینه ای است که بیشترین مزیت را برای تمامی معیارها ارائه می کند. در تعیین گزینه های مختلف تصمیم منظور از معیار عواملی است که تصمیم گیرنه به منظور افزایش مطلوبیت و رضایت خود، مد نظر قرار می دهد. به عبارت دیگر معیار، استانداردها و قوانینی است که برای قضاوت مورد استفاده قرار گرفته و میزان اثربخشی را در تصمیم گیری بیان می دارد. معیار در تصمیم گیری ممکن است به دو صورت شاخص[2] و یا هدف[3] ارائه گردد.

شاخص عبارت است از ویژگی ها، کیفیات یا پارامترهای عملکردی که برای انتخاب گزینه های تصمیم مطرح است. شاخص ها ممکن است کمی یا کیفی باشند. شاخص های کیفی معمولا با الفاظ بیان می شوند. کلماتی مانند کم، زیاد، متوسط، ارزان، گران، کوچک، بزرگ و … الفاظی است که میزان دستیابی به هر شاخص را بیان می کند. ولی شاخص های کمی با عدد بیان می شود. برای بررسی یا مقایسه شاخص های کیفی می توان آنها را به اعداد تبدیل نمود. برای این کار باید توصیفات هر شاخص را با الفاظی مانند کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد مرتبط کرده، به نقاط ابتدایی و انتهایی ( کم و خیلی زیاد) عدد نسبت داده و نقاط میانی را نیز بر این اساس مشخص کرد. هدف از مقایسه شاخص ها، تعیین اهمیت هر یک در انتخاب جواب است. نهایتا پس از تعیین وزن شاخص ها در تصمیم گیری، انتخاب با توجه به امتیازی که یک گزینه نسبت به سایر گزینه ها دارد، صورت می گیرد. در صورتی که تصمیم گیری بر اساس چندین شاخص انجام گیرد، با مسائلی معروف به تصمیم گیری با شاخص های چندگانه مواجه خواهیم شد.

هدف عبارت است از تمایلات و خواسته های تصمیم گیرنده که می تواند با عباراتی مانند حداکثر کردن سود، حداقل کردن هزینه و … بیان گردد. تصمیم گیرنده در مواجه با مسائل ممکن است هم زمان چندین هدف را دنبال کند. این مسائل را در قالب مسائل تصمیم گیری با اهداف چندگانه [4] می توان بررسی کرد.

در مسائل MODM هدف تصمیم گیرنده، به صورت چندین تابع هدف بیان شده و راه حل، بهینه سازی این توابع است. اهداف ممکن است با مقیاس های اندازه گیری متفاوت (مانند پول، زمان، تعداد و …) بیان گردد. مثلا یکی از اهداف حداقل کردن هزینه و دیگری حداکثر کردن میزان تولید و یا … باشد. نکته دیگر اینکه اهداف ممکن است به یک میزان مهم نبوده و ارجحیت متفاوتی داشته باشند که در حل مسائل باید مورد توجه قرار گیرند. به منظور ایجاد درکی بهتر از مفاهیم شاخص و هدف به جدول 2-1 توجه کنید.

 

جدول2-1- تفاوت مدل های تصمیم گیری با شاخص ها و اهداف چندگانه(مومنی، 1385)

تعریف معیارها بر اساس MADM MODM
شاخص ها اهداف
هدف

شاخص

محدودیت

تعداد راه کارها

موارد استفاده

غیرصریح و مبهم

واضح و روشن

غیر الزام آور

متناهی (متناظر با اعداد صحیح)

انتخاب و ارزیابی

واضح و روشن

غیرصریح و مبهم

الزام آور

نامتناهی (متناظر با اعداد پیوسته)

طراحی

 

اپریکویک[5] و تزنگ[6] (2004) گامهای اساسی تصمیم گیری چند معیاره را به صورت زیر تعریف می کنند:

  • ایجاد سیستم ارزیابی معیارهایی که توانائی های سیستم را به اهداف مرتبط می کند.
  • ایجاد سیستم های بدیل برای رسیدن به اهداف یعنی تولید گزینه ها
  • ارزیابی گزینه ها بر حسب معیارها
  • استفاده از یک ابزار یا فن استاندارد تجزیه و تحلیل چند معیاره
  • پذیرش یک گزینه به عنوان انتخاب بهینه از نتایج گام چهارم
  • اضافه کردن اطلاعات جدید و تکرار بعدی بهینه سازی چند معیاره اگر جواب بدست آمده مورد قبول نباشد.

انتخاب تامین کننده نیز یک مسئله تصمیم گیری چند معیاره است. به طور کلی هر تامین کننده در بعضی جهات از امتیازاتی برخوردار است و در بعضی جهات نیز دارای نقاط ضعفی است. توانایی تامین کننده در هر یک از زمینه ها نمی تواند همزمان همه استانداردهای خرید را برآورده سازد. در نتیجه خریدار باید در ابتدا چند معیار خرید مناسب را برگزیند، سپس هر تامین کننده را به صورت جامع و سازگار بر مبنای این معیارها ارزیابی کند. سرانجام می توان تامین کننده ای را که بتواند درجه بندی بهینه ای را طی محاسبات سیستماتیک کسب کند برای همکاری انتخاب کرد.

در حوزه مسئله انتخاب تامین کننده معیارهای زیادی مورد بحث قرار گرفته است. این معیارها معمولا به دو گروه تقسیم می شوند: معیارهای ملموس مانند قیمت، ظرفیت و …، و معیارهای ناملموس مثل ابداع، تصویر ذهنی، مارک تجاری، فرهنگ سازمانی، سازگاری با خریدار و … . اگر تصمیم گیرنده بتواند معیارهای مهم و مفید را برگزیند، استراتژی خرید منافع زیادی برای شرکت خواهد داشت.

در متون تحقیق در عملیات، مدل ها و الگوریتم های متعددی جهت تصمیم گیری با شاخص ها و اهداف چندگانه ارائه شده است که فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و برنامه ریزی آرمانی از آن جمله اند.

[1] – Multi criteria decision making (MCDM)

[2] – Attribute

[3] – Objective

[4] – Multi objective decision making (MODM)

[5] – Opricovic

[6] – Tzeng