مفهوم استراتژی متهورانه: پایان نامه در مورد سیاست های مدیریت سرمایه

استراتژی متهورانه

مدير سرمايه در گردش با راهبرد جسورانه مي­كوشد با داشتن كمترين ميزان دارايي­های جاري از بدهي­هاي جاري بيشترين استفاده را ببرد .در اجراي اين راهبرد ريسك نقدينگي بسيار بالا خواهد بود.  از سوي ديگر چون حجم دارايي­هاي جاري به پايين ترين حد خود مي رسد، نرخ بازده سرمايه گذاري بسيار بالا خواهد بود(جهانخانی و پارساییان 1389، 127). در این رویکرد مدیران سرمایه در گردش می کوشند تا وجوه نقد و اوراق بهادا رقابل فروش را به حداقل ممکن برسانند و میزان سرمایه گذاری در موجودی کالا را کاهش دهند ریسک این رویکرد بسیار بالا است وخطر عدم توان پرداخت تعهدات و از دست دادن مشتری بسیار زیاد است. اما در مقابل بازدهی شرکت بخاطر تهیه دارائی­های ثابت و گردش عملیاتی زیاد دارائی­های جاری افزایش می یابد (رهنمای رودپشتی وکیائی1387، 5).

در این رویکرد مدیر می کوشد سطح وامهای کوتاه مدت را به حداکثر برساند و دارائی های جاری خود را ازمحل این وامها تامین کند   اگر سطح وامهای  کوتاه مدت یک شرکت به حداکثر برسد خطر احتمال اینکه، شرکت نتواند به موقع آنها را بازپرداخت کند افزایش خواهد یافت و وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجه است گرفتن وام­های کوتاه مدت به آسانی میسر نمی شود و هزینه آن بالا خواهد رفت (رهنمای رودپشتی و کیائی1387، 7).

اکثریت مطالعات سرمایه در گردش از نسبت­های سنتی همانند مقدار حساب­های دریافتنی روزانه، تعداد موجودی­های کالای روزانه و تعداد حساب­های پرداختی روزانه برای اندازه­گیری سطح نقدینگی یک شرکت  استفاده می­کنند (فالوپ و آجیلر 2009، 77). اپتو در مقاله خود با توجه به نظر شالمن و کوکس (1985) استدلال می­کند، که نسبت­های سنتی دغدغه­های یک شرکت را مورد توجه قرار نمی­دهند و بنابراین خالص سرمایه در گردش ارزش واقعی نقدینگی نیست. از این رو پیش­بینی وضعیت مالی یک شرکت نسبت­های مالی سرمایه در گردش را بهتر به منابع دائمی مانند مجموع دارائی­ها پیود می­زنند (اپتو 2012، 40).

اپتو (2012)، نظیر و افز (2009) و وینرب و وپسچر (1998) از مفهوم خالص سرمایه در گردش جهت استحکام یک تئوری برای مطالعه خودشان استفاده می­کنند و همچنین به جای استفاده از نستب­های سنتی از نسبت­های مالی غیرسنتی مانند نسبت سرمایه­گذاری متهورانه و نسبت تامین مالی متهورانه برای اندازه­گیری نقدینگی سرمایه در گردش و سودآوری یک شرکت استفاده می­شود.

امروزه كاربرد مباحث مديريت مالي جايگاه ويژ ه اي را در ارتقاء كارايي سازمان به خود اختصاص داده است. لذا اتخاذ تصميمات تامين مالي و سرمايه­گذاري به عنوان دو وظيفه اصلي مديران مالي، اهميت خاصي را دارا مي­باشد. در اين راستا، مديريت سرمايه در گردش كه همان مديريت بر منابع و مصارف جاري مي باشد، جهت حداكثرسازي ثروت سهامداران به عنوان بخشي از حيطه مباحث مديريت مالي داراي اهميت ويژه­اي است (مالکی نیا و همکاران1390، 142). در واقع تصمیم­های مربوط  به سرمایه­ی در گردش، جزئی از تصمیم­های سرمایه گذاری و تأمین مالی است و هدف آن تصمیم گیری در مورد دارایی­های جاری همراه با بدهی های جاری است که قسمت فوقانی ترازنامه را تشکیل می­دهند (اعرابی و عابدی 1390، 5).