فرصتهاي رشد و ساختار مالكيت :پایان نامه رابطه بین ساختار مالکیت و ارزش بازار

  • فرصتهاي رشد و ساختار مالكيت :

تاثيرساختار مالكيت بر روي ارزش شركت بر گرفته از تضاد منافع بين سهامداران است.كورو (2002) اعتقاد دارد وقتي كه سهامداران عمده درصد مناسبي از سهام را در اختيار داشته باشند، مي توانند سياستهاي خود را بر شركت تحميل و منافع خصوصي را جذب نمايند. هرگاه حقوق كليه سهامدارن به طور يكسان رعايت نشود، تمركز مالكيت در دست عده اي از سهامداران عمده افزايش مي يابد . پژوهش هاي قبلي نشان داده است كه سهامداران عمده (كنترل كننده) بر خلاف سهامداران اقليت، به منظور بهبود عملكرد بنگاه اقتصادي بر روي مديران نظارت و كنترل بيشتري دارند. جايش كومار(2004) در بررسي تاثير ساختار مالكيت بر ارزش شركت ها در كشور هند به اين نتيجه رسيد كه مديران بيشترين تاثير را بر عملكرد شركت داشته ، سهامداران خارجي و شركتهاي هلدينگ به طور معناداري بر ارزش شركت تاثيرگذار نيستند. سيفرت(2002) با بررسي كشورهاي آلمان، انگلستان، ايالات متحده و ژاپن دريافت كه وجود سهامداران عمده در تركيب مالكيت شركت با ارزش شركت، رابطه معناداري دارد. فرث و همكاران(2002) در بررسي شركتهاي چين به اين نتيجه رسيدند كه بين مكانيسمهاي كنترلي در راهبري شركتها و ارزش شركت رابطه معناداري وجود دارد.آنلين چن و كائو (2005) ميان ساختار مالكيت، سرمايه گذاري و ارزش شركت را براي 500 شركت نمونه توليدي كره جنوبي بررسي كردند . براساس نتايج رگرسيون حداقل مربعات معمولي، ساختار مالكيت بر سرمايه گذاري و ارزش شركت موثر بوده است. لوپز و ويسنته(2010) معتقدند كه فرصتهاي رشد در توانايي سهامداران عمده براي سلب مالكيت وجوه از سهامداران اقليت، تاثيرگذار است. آنان در تحقيقي كه به همين منظور انجام شد، به اين نتيجه رسيدند كه بين ساختار مالكيت و ارزش شركت رابطه غير خطي وجودداشته، فرصتهاي رشد باعث افزايش شدت اين رابطه غيرخطي خواهند شد.

  • ساختار مالکیت و عملکرد شرکت

پایه و اساس مطالعات حاکمیت شرکتی ، تئوری نمایندگی است و مسائل نمایندگی نیز ناشی از مجزاسازی مالکیت از کنترل می باشد. فرض تئوری نمایندگی بر این است که بین منافع سهامداران و مدیریت یک تعارض بالقوه وجود دارد و مدیران به دنبال کسب حداکثر منافع خود از طریق سهامداران شرکت هستند که این منافع ممکن است در تضاد با منافع سهامداران باشد . در نگاه کلی ،راهبری شرکتی شامل ترتیبات حقوقی ، فرهنگی و نهادی می شود که سمت وسوی حرکت وعملکرد شرکت ها را تعیین می کنند. اعضای هیئت مدیره و ترکیب آنان مدیریت شرکت که توسط مدیرعامل یا مدیر ارش د اجرایی هدایت می شود و سایر ذی نفع ها که امکان اثرگذاری بر حرکت شرکت دارند (سلمن،1384: 45).

معیارهای ارزیابی سنتی بر پایه اطلاعات تاریخی قرار دارند . طرفداران این معیارها به مطلوبیت اطلاعات تاریخی اعتقاد دارند و بر این باورند که این اطلاعات بستر تاریخی واحد تجاری را بهتر نشان می دهند، چراکه گزارشگری مالی تاریخی با تدارک نوعی یکنواختی در ارا ئه اطلاعات مالی هنوز هم از جایگاه خاصی برخوردار است و این جایگاه به واسطه ویژگ ی های همچون فرض ثبات واحد پولی ، اصل تطابق و اصل تحقق درآمدها و هزینه ها حفظ شده است . در ضمن، داده های مالی قابلیت اتکا ء بیشتری دارند و مهم ترین این شاخص ها عبارتند از سود خالصP/E ،ROE ،EPS وتقسیم سود(عباس زادگان،1385: 74). توسعه بازارهای سرمایه نقش معیارهای ارزیابی عملکرد را در انعکاس عملکرد شرکت ها پررنگ ساخته است . شاخص های متنوعی در ارزیابی عملکرد شرکت ها مطرح هستند که به برخی از آنها تحت عنوان شاخص های سنجش عملکرد سنتی اشاره شد ، اما طبق آنچه در نوشته های مختلف آمده است این معیارها برای کمک به تصمیم گیری در شرایط فعلی کافی نیست که سرعت تغییرات زیاد است و رقابت بسیار نزدیک بین بنگاه های اقتصادی وجود دارد. ضمن اینکه همانند گذشته سهامداران منتظر کسب بازده توسط مدیران نمی شوند، بلکه از مدیران می خواهند تدابیری بیندیشند تا ارزش سرمایه گذاری آنها حداکثر شود. از اینرو، شاخص های مالی نمی توانند عملکرد شرکت ها را به گونه ای مطلوب نشان دهند .مهم ترین ومتداول ترین شاخص های غیرمالی مبتنی بر ارزش عبارتند از ارزش افزوده اقتصادی،تحلیل ارزش برای سهامداران، ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده نقدی(ظریف فرد، ناظمی، 1382: 20).

ارزش افزوده اقتصادی : اقتصاددانان معتقد ند برای آن که شرکتی ایجاد ارزش نمایند و ثروت خود را افزایش دهند می بایست بازدهی آنها بیشتر از هزینه های بدهی و حقوق صاحبان سهام آن باشد . در این راستا ، در دهه 1990 مؤسسه استرن استوارت بجای سود علامت تجاری با نام ارزش افزوده اقتصادی ابداع نمود و این معیار را جایگزین سود و جری ان های نقدی عملیاتی کرد و آن را یک معیار داخلی و خارجی بررسی عملکرد معرفی کرد . معیار ارزش افزوده اقتصادی هزینه فرصت تمام منابع بکار رفته در شرکت را مدنظر قرار می دهد. اگر سود خالص شرکتی برابر با هزینه فرصت سرمایه بکار گرفته شده باشد شرکت هیچ ارزشی ایجاد نکرده است ، حتی اگر مبلغ سود خالص در سطح بالایی باشد سهامداران با سرمایه گذاری در پروژه های دیگر با ریسک مشابه و بازدهی معادل هزینه فرصت سرمایه بکار گرفته شده در شرکت نیز بالاتر باشد ارزش سهم شرکت افزایش یافته و به تبع آن ثروت سهامداران افزایش می یابد (زولهنر،2003).

Q توبین: برای محاسبه Q توبین از نسبت ارزش بازار شرکت به ارزش دفتری دارایی استفاده می شود یعنی ارزش سهام عادی در پایان سال به اضافه ارزش بازارسهام ممتاز در پایان سال به اضافه ارزش دفتری بدهی جاری و غیر جاری در پایان سال تقسیم بر ارزش دفتری کل دار ایی ها (ملکیان واصغری،1385). ساختار مالکیت به عنوان یکی از معیارهای حاکمیت شرکتی مطرح می شود و به صورت های مالکیت نهادی بودن ، مالکیت حقیقی بودن ، مالکیت تمرکز ، مالکیت پراکندگی و مالکیت درونی بودن بررسی شده است .

  • ارزش شرکت

مفاهيم ارزش شركت: براي محاسبه ارزش از چندين مفهوم مختلف، بشرح ذيل، استفاده شده است.

ارزش دفتري

ارزش دفتري يكي از مفاهيم حسابداري است و با استفاده از اين معيار، ارزش هر يك از اقلام دارايي بر اساس روش هاي حسابداري مورد استفاده تعيين مي گردد. ارزش دفتري دارايي ها همان ارقام و مقاديري است كه در ترازنامه شركت منعكس مي شود . بر اين اساس، ارزش يك سهم عادي از تقسيم ارزش حقوق صاحبان سهام عادي بر تعداد سهامي كه در دست سهامداران است محاسبه مي شود. از آنجا كه ارزش هاي دفتري متاثر از روش هاي حسابداري هستند، لذا نمي توان چندان بر ارزشهاي دفتري هر سهم به عنوان ملاكي براي تعيين ارزش سهام اتكا نمود(ساعی و همکاران،1389: 166).

ارزش سهام بر مبناي قيمت هاي جايگزيني دارايي ها پس از كسر بدهي ها

ارزش جاري دارايي ها معمولا به واسطه ي مرور زمان و نيز اثر تورم با ارزش هاي تاريخي (ترازنامه اي) آن ها متفاوت خواهد بود. لذا ارزش هاي تاريخي اگر چه قابل اعتمادتر هستند اما براي ارزشيابي سهام چندان مربوط به شمار نمي روند . از اين رو در روش حاضر، كليه دارايي هاي شركت مشتمل بر دارائيهاي پولي و غيرپولي (مشهود و غير مشهود) مورد ارزيابي قرار مي گيرند. و ارزش سهام مساوي است با ارزش جاري دارائيها پس از كسر ارزش جاري برآوردي بدهي هاي آن.

ارزش بازار

ارزش بازار عبارت است از قيمت فروش يك قلم دارايي در شرايط عادي تجاري. اگر اوراق بهادار شركت در بورس اوراق بهادار معامله شود، معمولا قيمت معامله مؤيد ارزش بازار آن سهم مي باشد. اعتبار اين ارزش منوط به تداوم بازاري دارد كه اين قيمت از آن استخراج شده است. بايد توجه داشت كه اين ارزش با ارزش ذاتي سهام مي تواند متفاوت باشد . غالبا، تفاوت بين ارزش جاري بازار و ارزش ذاتي – كه مي توان آن را ارزش واقعي يا ارزش تئوريك سهام دانست .مبناي تصميمات خريد و فروش سهام است. در ضمن ارزش بازار سهام زماني قابليت اتكاء دارد كه برآيند حجم مبناي از سهام باشد، تا بتوان آن را براي كل سهام شركت و در نتيجه محاسبه ارزش آن استفاده نمود.