عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی.پایان نامه سرمایه اجتماعی و عملکرد کارکنان

عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی

از آن جا که سرمایه اجتماعی نقش مهمی در توسعه اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی در کشور دارد از این رو شناسایی عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت بسزایی دارد (وحیدا ؛ کلانتری؛ فاتحی ؛  1382:  68) .

 

2-1-4-1 تاثیر دولت بر سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی در یک جامعه به شدت متاثر از عملکرد دستگاههای دولتی است مهمترین عوامل عملکردی دستگاههای دولتی که می توانند بر سرمایه اجتماعی اثر بگذارند در شکل شماره 2 نشان داده شده است. در شرايط كنونی و با توجه به گستردگی و پيچيدگی فعاليت های كنونی و با توجه به گستردگی و پيچيدگی فعاليت هایی دولت، جز از طريق مشاركت و هم انديشی با شهروندان در يک ساختار مشاركتی راه ديگری برای ادامه حيات مديريت دولتی وجود ندارد. يكی از مهمترين فرآيندهای موجود در جوامع برای ايجاد سرمايه اجتماعی آموزش است. شاید مهمترین بعد کیفیت در بخش دولتی، رفتارمناسب و عادلانه با ارباب رجوع آنها باشد. یکی از مسائل که موجب از میان رفتن سرمایه اجتماعی می شود رفتار ناعادلانه با مردم توسط سازمانهای دولتی است. برای ایجاد سرمایه اجتماعی کارگزاران بخش دولتی باید بر این عارضه غلبه کرده و نوعی رفتار توأم با عدالت را با دیگران برقرار سازند. از این رو، بایستی در انتخاب کارمندانی که در تماس با مراجعه کنندگان هستند، دقت ویژه کرد و آنهایی را برگزید که دارای خصوصیات بارز اخلاقی باشد (الوانی و    شیروانی ؛  1383 : 22-21).

عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی.پایان نامه سرمایه اجتماعی و عملکرد کارکنان

2 تأثیر نوع سازمان بر سرمایه اجتماعی

در جایی دیگردر ارتباط بانوع سازمان وظیفه ای و فرایند محور بیان شده است که سازمان های وظيفه ای كه به دليل عدم انعطاف افراد از دو واحدمختلف قادربه برقراری ارتباط ماورای ساختاراداری نیستند امّا با تغييرات اعمال شده در اثرفرآيندمحورشدن سازمان ها می توان شرايط برای شكل گيری سرمايه اجتماعی وتقويت آن را مساعدتر کنند ( زارعی و  چاقویی ؛  2009 :  7) . با فرآيندمحورشدن سازمان ، پرسنل جايگاه خود را درسازمان به روشنی تشخيص می دهند و به خوبی درك خواهند نمودكه برای  پيش برد نقششان درآن فرآيند ملزم به برقراری ارتباط با ساير واحدها می باشند .فرآيندمحوری سازمان باعث منعطف نمودن روابط بین افراد می شود ، پرسنل در چنين ساختارمنعطفی به دليل آزاد شدن از قيد دستورالعمل های پيچيده اداری راحت تر نقش و هويت اجتماعی خود را شكل می دهدو همان طور که می دانیم  مهمترين عنصر شكل دهی يك پيوند دو طرفه اجتماعی اعتماد می باشد كه عامل اصلی دسترسی افراد به منابع از طريق شبكه ارتباطات نيز می باشد با شكل گيری دقيق فرآيندها در سازمان ، احساس تعلق و شراكت خاصی برای آن فرد ايجاد خواهدشد ، اين احساس شراكت و تعلق زمينه ساز شكل گيری اعتماد در فرد نسبت به افراد حاضر در آن فرآيند شده وشكل گيری تعاملات را تسهيل و تقويت می نمايد .با فرآيند محور شدن سازمان پايبندی و تعهد مشتركی بين تمامی اعضای سازمان در جهت ارائه خدمات به مشتريان ايجاد می شود . اين تعهد مشترك باعث شكل گيری الگوی تفكر و تفسيری مشترك بين اعضا خواهد شد و تقويت سرمايه اجتماعی می شود. در سازمان های فرآيندمحور توجه به محيط از جايگاه بالايی برخوردار است . اين توجه به محيط و ارتباط با ساير اجزای آن باعث تقويت ارتباطات  برون سازمانی و  شكل  گيری سرمايه اجتماعی بيرونی  خواهد  شد( ;  2000 : 239-240 Armistead   &  Liewellyn) .

 

2-1-4-3 تاثیر ویژگی فردی بر سرمایه اجتماعی

فوکویاما[1] یکی از مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر سرمایه اجتماعی افراد را عواملی مثل دینداری ، تعهدات فرهنگی و تعلقات تاریخی می داند . که در ادامه به تشریح این ابعاد خواهیم پرداخت ( شجاعی زند؛ 1384 :  36 ) . هم چنین تاثیر آموزش بر سرمایه اجتماعی  نیز بیان می گردد.

گلارک و استارک[2]    5  بعد را مرتبط با دینداری بر شمرده اند ، که به شرح زیر می باشد :

1-بعد اعتقادی یا باور دینی : این بعدعبارت است از ایده ها و نگرش هایی که انتظار می رود پیروان یک دین به آن اعتقاد داشته باشند.

2-بعد مناسکی و اعمال دینی :  این بعد شامل اعمالی است که انتظار می رود پیروان یک دین آنها را به جا آورند.

3- بعد عاطفی : این بعد ناطر به عواطف و احساسات پیروان یک دین به وجود ربوبی است.

4- بعد فکری : این بعد مشتمل بر اطلاعات و دانسته های بنیادی در مورد معتقدات هر دین است.

5-بعد پیامدی : این بعد ناظر بر تاثیر و انعکاس دین در رفتارهای روزانه است (کتابی ؛  گنجی ؛  احمدی ؛  معصومی ؛  1383 :  177) .

ب) عوامل فرهنگی ( تعهدی ) : تعهد دینی مجموعه ای از عناصر شناختی نمادین و عملی است که میراث سنتی خاص را تشکیل می دهد که با نظام اعتقدات مرتبط اند و نظایر آن عناصر بعد فرهنگی هویت است . بعد فرهنگی ، نگرش مثبت به میراث فرهنگی ، مذهبی داشتن و تلاش برای حفظ و نگهداری آن است.

ج)  عوامل تاریخی (تعلقی ) : منظور از آن آگاهی و کسب دانش نسبت به پیشینه تاریخی و احساس تعلق خاطر و دلبستگی بدان است (نعمت اللهی ؛ فرج الهی ؛   میرجلیلی ؛  مومنی فرد ؛ 1392 :  185) .

 

سازمانها برای سازگاری با تغييرات شتابان محيطی و در جهت رشد و توسعه سازمان لازم است به طور مداوم سطح دانش، تعهد، وفاداری ، بينش ، مهارت و ارزش مداری كاركنان افزايش دهند . يكی از متداول ترين و مهم ترين ابزارهای اين كار ، آموزش است. آموزش برای  تبادل دانش و تجربه ، مدتهاست كه در سازمانها نقش محوری دارد. آموزش با نشر دانش در ساخت شناختی افراد ، گروه ها و سازمانها به آنها هويتی علمی و عقلانی می دهد و قدرت سازگاری و نقش آفرينی آنها را در برابر تحولات جامعه افزايش می دهد. آموزش علم و فناوری و نحوه كاربرد آن در عمل ، اين امكان را به كاركنان سازمان ها می دهد كه هنگام كار با فناوری های مختلف و يا بعد از آشنايی با علوم مختلف نسبت به آن گرايش پيدا كنند . همچنين علم و فناوری  همراه خود ارزش هايی را وارد نظام ارزشی كاركنان كرده ، باعث می شود با تغييراتی در فرهنگ و نظام ارزشی ، سرمايه اجتماعی سازمان تحت تاثير قرارگيرد (جاهد ؛ حسینی شاوون ؛ حسینی ؛ یاهک ؛  1389 :  8-7 ) به همین منظور  آموزش یک عامل اساسی در تشکیل سرمایه اجتماعی است. پانتوم[3] ( 1998) ، گلاسر و اسکردات [4]( 1999) ، آلسینا و فرارا[5] (2000) آموزش را یکی از عوامل مهم برای سرمایه اجتماعی می دانند.  آموزش و پرورش نشان دهنده جهت گیری به سوی آینده با تقویت سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی است . دانش  و گسترش آن جزء اساسی از سرمایه انسانی ، وموجب کشت هنجارهای اجتماعی به عنوان هسته اصلی سرمایه اجتماعی است . از طریق آموزش و پرورش ، دانشجویان هنجارهای اساسی و مسئولیت در جامعه، و نیز عملکرد دموکراسی را یاد می گیرند. در طول آموزش، با ارزش هایی از جمله روابط متقابل، احترام و اعتماد  آشنا می شوند . آموزش موجب ترویج انسجام اجتماعی و تقویت شهروندی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی می شود . پانتوم (2000 ، 1995 ) ، آسلانر[6] ( 1998 ، 1997 ) ، آلسینا و فرارا (2000) نشان دادند  که در افراد با دانش بالاتر  احتمال بیشتری  برای اعتماد و پیوستن به سازمان های اجتماعی و شرکت در درگیری های اجتماعی دارند . اگر چه آموزش و پرورش است که تنها عامل تعیین کننده اعتماد و شرکت در فعالیت های اجتماعی نیست، امّا آن یک ژنراتور بسیار قوی در سطح فردی است، حتی پس از درآمد، سن و جنس و در آخرباید  آموزش را یک مکانیزمی  برای دستیابی افراد به توانایی بالاتر  در سرمایه  اجتماعی  دانست  Huang ; Van Den Brink ; Groot ; 2010 :  3-4) ) .

2-1-4-4 تاثیرات متقابل عوامل با سرمایه اجتماعی

در آخر یک سری عواملی مؤثّری  نیز وجود دارد که هم سرمایه اجتماعی بر این عوامل تأثیر می گذارد ،

و هم این عوامل بر سرمایه اجتماعی .

– تعهد سازمانی :  هنگامی که سازمان از طریق تشویق مدیران شروع به سرمایه گذاری در سرمایه اجتماعی می کند ، در واقع موجب ایجاد اعتماد و حس حمایت در کارکنان می شود که این خود  باعث می شود کارکنان احساس تعهد بیشتری  به سازمان داشته باشند . سرمایه گذاری در سرمایه اجتماعی  فضای اعتماد ، درک متقابل و تعهد به نفع سازمان را ایجاد می کند.

– تعهد به کیفیت خدمات : سرمایه اجتماعی ایجادکننده  هنجارهای اجتماعی و  ارتباطی و انطباق با انتظارات رفتاری است .  تئوری سرمایه اجتماعی و پژوهش های خدمات هردو پیشنهاد می دهند که  مدیران از طریق ایجاد و تقویت ارتباطات مؤثر با کارکنان  خدماتی می توانند موجب حس پذیرش ارزش های سازمانی و تعهد به کیفیت خدمات شد.

–  رفتار شهروندی سازمانی : پژوهش های بسیاری نشان داده است که سرمایه اجتماعی از طریق حقوق اجتماعی (رفتارهای منصفانه مدیران نسبت به کارکنان) ، حقوق مدنی(پاداش دادن مدیران به کارکنان خدماتی برای کار سخت و شایستگی شان) و حقوق سیاسی (درخواست نظرات و ارتباطات واضح و روشن در مورد مسائل و مشکلات ) می تواند موجب افزایش رفتار شهروندی سازمانی شود.

–  عملکرد شغلی : طبق تئوری سرمایه اجتماعی ، سرمایه اجتماعی می تواند موجب تسریع روند  رفتارهایی هم چون عملکرد شغلی شود  Ellinger et al. ;  2013 :  1127))  .

– جریان اطلاعات : یکی از نقش های رهبران سازمانی ، دادن اطّلاعات مؤثّر ، به موقع و کافی به کارکنان است . مشارکت و سهیم شدن کارکنان در اطّلاعات ، موجب برقراری جوّ اعتماد و صمیمیت و مسئولیت پذیری می شود . چنانچه به افراد ، اطّلاعات لازم و ضروری کار داده نشود ، جوّ بی اعتمادی ایجاد می شود و دیگر نمی توان از آنان ، رفتار مسئولانه را انتظار داشت . جوّ بی اعتمادی ، موجب اختلاف در تصمیم گیری می شود . آدم های بدون اطّلاعات ، نمی توانند تصمیمات مناسب را اتّخاذ کنند و از سوی دیگر ، افراد با داشتن اطّلاعات ، ناگزیرند مسئولانه عمل کنند  ( بزاز جزایری؛ 1385: 48 ) .

– ارتباطات سازمانی : مدیران ، به سبب کمیِ وقت  فرصت کافی برای پیگیری پیام ها ، تأمین بازخورد و یا ارتباطات از پایین به بالا را ندارند . در چنین شرایطی ایجاد و توسعه محیطی مبتنی بر اعتماد متقابل میان مدیران و کارکنان ، می تواند برقراری ارتباطات را تسهیل کند و مدیرانی که بتوانند چنین جوّی را در سازمان به وجود آورند ، به اعتبار خود می افزایند و در نتیجه ، پیام های آنها بهتر درک خواهد شد .هم چنین تشکیل گروه ها در سازمان ، نقش بسیار حیاتی در ایجاد شبکه های ارتباطی در سازمان دارند و سازمان هایی که در آنها کار گروهی و گروه های کاری فعّال حضور دارند ، دارای سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به سایر سازمان ها هستند (مبینی ؛  1384 : 56 ).

–  فرهنگ سازمانی : فرهنگ سازمانی با سرمايه  اجتماعی و ابعاد آن تعامل جدی داشته و از يكديگر تأثير می پذيرند. هرچه ذخيره سرمايه  اجتماعی در سازمان بالاتر باشد، نياز به تدوين قوانين و مقررات و ايجاد نهادهای اجرايی ونظارتی كاهش می يابد. به نظر می رسد مديران از طريق شاخص ها و عواملی مانند دستورالعمل ها و بخش نامه ها، نهادهای متعدد نظارتی و بازرسی، شايعه پراكنی، ترور و تخريب شخصيت ها،تخلفات اداری ، بی اعتنايی كاركنان به سازمان، شكست تيم ها و كميته های كاری در سازمان،تمايل نداشتن كاركنان به يادگيری دانش روز و تسهيم دانش و اطلاعات ، فقدان روحيه رقابت جويی درون سازمان يا نسبت به رقبا، افزايش غيبت و مرخصی و … می توانند ميزان سرمايه اجتماعی را در سازمان تشخيص دهند ،  بدين معنا كه هر چه ميزان اين عوامل در سازمان بيشتر باشد، سرمايه اجتماعی كمتر خواهد بود.  (خوش فر ؛  کریمف ؛  سرگزی؛ 1390 :  56-55) .

48Fukuyama

49 – Glark & Stark

50Putnam

51 Glaeser and Sacerdote

52 Alesina and Ferrara

53 Uslaner