عملکرد شرکت:پایان نامه در مورد هوش هیجانی

 عملکرد شرکت

ارزیابی عملکرد شرکت بخش عمده ای از مباحث حسابداری، مدیریت و اقتصاد را تشکیل می دهد.ارزیابی عملکرد یعنی اندازه گیری این موضوع که شرکت تا چه حدی به اهداف تعیین شده در برنامه های خود دست یافته است.نتیجه حاصل شده از ارزیابی عملکرد ابزاری برای پیش بینی برنامه های آتی و نیز بهبود نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف می باشد.در بحث ارزیابی عملکرد معمولا این سوال مطرح می شود که کدامیک از معیارهای عملکرد شرکتها از اعتبار بیشتری برخوردار است.اصولا یک شاخص مطلق و ایده آل برای سنجش عملکرد شرکتها وجود ندارد.در یک تقسیم بندی کلی،معیارهای عملکرد را می توان به معیارهای مالی و معیارهای غیرمالی طبقه بندی کرد.معیارهای غیرمالی عمدتا شامل معیارهای اجتماعی، معیارهای بازاریابی و معیارهای تولیدی می باشد.برای ارزیابی عملکرد با استفاده از معیارهای مالی تکنیک های بسیاری شامل نسبتهای مالی وجود دارد.برای ارزیابی عملکرد شرکتها از رویکردهای متفاوتی استفاده می شود و مهمترین این رویکردها را می توان به چهار گروه کلی به شرح زیر تقسیم نمود:

1)داده های حسابداری ، همانند سود هر سهم ، بازده حقوق صاحبان سهام ، روند رشد مبلغ فروش

2)داده های مدیریت مالی همانند بازدهی هر سهم ، بازده سود سهام ، معادله خط بازار سرمایه و مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای

3)داده های اقتصادی همانند ارزش افزوده اقتصادی

4)داده های تلفیقی که حاصل ترکیب ارزش بازار و اطلاعات حسابداری است.همانند نسبت P/E، شاخص قیمت به سود، نسبت Q-توبین[1] و نسبت ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم.

اگر هدف شرکت کسب سود برای سهامداران باشد (هندریکسن[2]˓1992). مبلغ سودی که در طی دوره کسب می شود معیاری برای اندازه گیری عملکرد شرکتها خواهد بود.هندریکسن (1992) از سود به عنوان معیار ارزیابی کارایی نام برده و معتقد است کارایی یک واحد تجاری بر روند پرداخت سود سهام به سهامداران تاثیر می گذارد و سود به عنوان شاخصارزیابی کارایی مدیران مطرح می شود.بنابراین لازم است که مفهومی از سود را در اختیار داشته باشیم که بتوان بر اساس ارزشهای بازار آن را اندازه گیری نمود به نحوی که از دیدگاه حسابداری معیار اندازه گیری عینی باشد.

از چهار مفهومی که برای سود ارائه می شود (ون هورن[3] 1992) سود تجاری و عایدی را می توان با استفاده از اطلاعات بازار اندازه گیری نمود ولی عایدی خالص و سود خالص قابل اندازه گیری نمی باشد. زیرا برای اندازه گیری انها باید از نرخ بازده نرمال استفاده کرد و بطور مستقیم این نرخ در بازار قابل رویت نمی باشد. با توجه به اینکه به حداکثر رسانیدن عایدی در جهت منافع سهامداران نمی باشد ( چارلز جونز[4] 1993) در نتیجه معیار رضایت بخشی برای اندازه گیری عملکرد نیست و از طرفی اصل حداکثر نمودن ثروت سهامداران که یک راهنمای قابل قبول برای اداره موسسات تجاری و تخصیص موثر منابع می باشد به عنوان هدف مورد قبول به منظور نشان دادن اینکه تصمیمات مالی چگونه اتخاذ شود انتخاب شده است. در طول سالهای 1980 انتظارات سهامداران به سطح بی سابقه ای رسید و منجر به اعمال فشار فزاینده به شرکتها در جهت افزایش ارزش سهامداران با روند ثابت شد. بر این اساس قرارداد پاداش مدیران بر مبنای عوامل موثر در تغییر ثروت سهامداران منعقد گردید. اما در طراحی این قراردادها یک مسئله مهم وجود دارد و آن این است که کدام معیار عملکرد موردنظر سهامدار بایستی در طراحی قرارداد مورد استفاده قرار گیرد. روشنترین معیار برای قضاوت در مورد عملکرد شرکت قیمت سهام است که این نظر به وسیله مورفی[5] (1990) و میلبورن[6](1996) ارائه شده است. اما معیار قیمت از یک ضعف برخوردار است زیرا برخی عوامل که در قیمت سهام تاثیر دارند خارج از کنترل مدیران می باشند مانند شرایط سیاسی – اقتصادی جامعه و جهان. بنابراین معیار مورد استفاده بایستی از دو ویژگی زیر برخوردار باشد.: (جفری[7]˓1997)

 

1) در معرض تمامی عواملی که خارج از کنترل بوده و بر قیمت سهام تاثیر دارند نباشد.

2) بیشترین رابطه را با تغییرات در ثروت سهامدار داشته باشد.

این ویژگی ها اصلی ترین نقشی است که یک معیار عملکرد خوب بایستی آن را حل کند. یکی از معیارهایی که در سالهای اخیر برای تحقق این ویژگی توسط آقای استوارت ارائه شده EVA می باشد. پژوهش های صورت گرفته به وسیله ایشان نشان می دهد که از بین معیارهای EVA ، رشد فروش ، رشد سود و ROE معیار EVA بالاترین رابطه را با تغییرات در ارزش بازار سهام دارد و می تواند بیش از 50% در تغییرات در این عامل را تشریح نماید(استوارت[8] ˓1994). اما پژوهش های بعدی که توسط بکیدور[9]،بکویست[10]، میلبورن[11] ، تاکور[12] در سال 1997 صورت گرفت نشان می دهدکه توانایی معیار ارزش افزوده تعدیل شده (REVA) در پیش بینی ایجاد ارزش برای سهامداران بیشتر از EVA می باشد. بنابراین می توان گفت که هنوز معمای بهترین و مناسبترین معیار ارزیابی عملکرد بدون پاسخ باقی مانده است.

[1] Q-Tobin

[2] Hendrickson

[3] Van horne

[4] Charls jones

[5] Murphy

[6] Milbourn

[7] Jeffrey

[8] Schwert

[9] J.m bacidore

[10] J.a boquist

[11] T.t milbourn

[12] A.v thakor