زمان طراحي استراتژي.پایان نامه درباره راهبرد فرهنگی

. زمان طراحي استراتژي

تدوين استراتژي بايد يک فرآيند شناختي در مقابل يک فرآيند مفهومي باشد (فرد،1393)، يکي از شرايط طرح استراتژي، زماني است که تغييرات گسترده و سريعي در محيط فعاليت مؤسسه رخ دهد که علت آن ممکن است اشباع بازارهاي سنتي، کشف تکنولوژي جديد در درون يا برون سازمان يا ظهور ناگهاني رقباي جديد باشد. در چنين شرايطي، سنت‌ها و تجربيات شناخته شده در سازمان براي مواجهه با فرصت‌ها و خطرها کافي نيست. استراتژي ابزار اساس و به شدت مورد نياز مديريت مي‌باشد.

وجود يک استراتژي روشن زماني لازم است که بر اثر تقاضاهاي جديدي که بازار به سازمان تحميل مي‌کند، هدف‌هاي اساسي سازمان دستخوش تغيير فاحش شوند. تدوين استراتژي بايد به عنوان يک مفهوم و دانش که روي سطوح مختلف سازمان متمرکز است، مورد توجه قرار گيرد.

 

2-12. مأموريت (رسالت)، سازمان

در آغاز کار يک سازمان جديد، يا به هنگام تجديد نظر در صورت بندي يک سازمان در حال کار هدف‌هاي اصلي، ويژگي‌ها و فلسفه‌هاي که موضع استراتژيک سازمان را شکل مي‌دهند بايد معين و مشخص شوند (مت و ذکریا، 2015). رسالت در ارتباط با موارد زير است:

 

  1. هويت سازمان
  2. طبيعت کار
  3. فلسفه وجودي سازمان
  4. گيرندگان خدمات
  5. اصول و ارزش‌هاي که در لواي آنها عمل مي‌شود (طبيبي، 1389).

رسالت سازمان بايد در ابتدا مورد توجه قرار گيرد: علت اصلي وجود سازمان چيست؟ اين مي‌تواند در کلمه مأموريتي خلاصه شود (مت و ذکریا، 2015).

دراکر مي‌گويد که طرح اين پرسش: « فعاليت ما چيست » مترادف با پرسش اين سؤال است: «مأموريت ما چيست». « بيانيه مأموريت سازمان» جمله يا عبارتي است که بدان وسيله مقصود يک سازمان از مقصود سازمان مشابه متمايز مي‌شود و آن بيان کننده «علت وجودي» سازمان است با استفاده از مأموريت سازمان مي‌توان به اين پرسش اساسي يا اصلي پاسخ داد: «فعاليت ما چيست؟» اصولاً ماموريت سازمان که به شيوة روشن بيان گردد مي‌توان هدف‌هاي بلند مدت را تعيين و استراتژي‌ها را تدوين نمايد (ديويد، 1394).

2-13. دورنما يا چشم‌انداز

برخي از سازمان‌ها براي مأموريت و چشم‌اندازهاي سازمان دو سند تهيه مي‌کنند. اگر در بيان مأموريت سازمان سعي شود که به اين پرسش پاسخ داده شود: «ما به چه کاري مشغول هستيم؟» در سند مربوط به چشم‌اندازهاي سازمان به اين پرسش پاسخ داده خواهد شد: «ما مي‌خواهيم چه بشويم؟» (فروزنده دهکردی،1394).

تدوين بيانيه دورنماي سازمان به منزله تلاشي است که جدا از بيانيه رسالت ولي مرتبط با فلسفه آن انجام مي‌پذيرد (طبيبي، 1389، 54).

چشم‌انداز بيان صريح سرنوشتي است که سازمان بايد به آن سمت حرکت کند و همچنين اين چشم‌انداز آينده‌اي است که براي سازمان شما به گونه‌اي مهم موفقيت آميز تر و مطلوب تر از وضع فعلي آن است آناني که استراتژي‌ها و اقداماتشان را بر مبناي چشم‌انداز هايشان پي مي‌ريزند، قدرت فوق العاده‌اي براي شکل دادن به آينده به دست مي‌آورند.

هر چشم‌اندازي مي‌بايد داراي معيارهاي زير باشد :

  1. آينده نگري (تناسب يا سازمان)؛
  2. آرمان گرايي (انجام کار با استاندارد بالا)؛
  3. متناسب با سازمان؛
  4. انعکاس دهنده آرزوهاي بزرگ؛
  5. شوق انگيز بودن و ايجاد تعهد در کارکنان و منحصر به فرد بودن؛
  6. بلند پروازانه بودن (اعرابي، 1384).