– رابطه ی بین ساختار مالکیت و نگهداری موجودی های نقدی.پایان نامه رابطه ساختار مالکیت و نگهداری موجودی های نقدی در شرکت ها

– رابطه ی بین ساختار مالکیت و نگهداری موجودی های نقدی

2-4-1 رابطه بین درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و نگهداری موجودی های نقدی

يك نهاد به علت ملاحظات ريسك خود، بيشتر متقاضی نظارت بر مديران است. منطق اين فرضيه اين است كه به علت بالا بودن هزينه نظارت، فقط سهامداران بزرگ نظير سرمايه گذاران نهادی می توانند به مزايای  كافی دست يابند تا انگيزه  نظارت را داشته باشند. در واقع، سرمايه گذاران نهادی  بزرگ، فرصت، منابع، تخصص و توانايی نظارت، تأديب و تاثيرگذاری بر مديران را دارند. به هر حال، اين كه آيا نهادها از توانايی خود برای تاثيرگذاری بر تصميمات شركت استفاده می كنند يا نه تابعی از سهام متعلق به آنهاست. اگر سهام متعلق به سرمايه گذاران نهادی زياد باشد، اين سهام كمتر قابل داد و ستد است و بنابراين برای دوره های طولانيتری نگه داشته می شود. اين دسته ، سرمايه گذاران نهادی پايا ( بلندمدت) هستند.  آنها به احتمال زيادی در امر نظارت شركت می كنند ؛ زيرا زمان طولانيتری برای يادگيری در مورد شركت ها و همچنين فرصت های بيشتری برای تأثيرگذاری بر مديريت دارند.  اما زمانی كه سرمايه  گذاران نهادی تعداد سهام نسبتا كمی در شركت دارند، می توانند در صورت ضعيف بودن عملكرد شركت به راحتی سرمايه گذاري های خود را نقد كنند و در نتيجه انگيزه كمی برای نظارت دارند. اينها سرمايه گذاران نهادی ناپايا (كوتاه مدت) هستند؛ زيرا تمايل به انجام معاملات مكرر بر اساس اطلاعات دارند و بر سودهای تجاری كوتاه مدت را تأكيد می كنند.

بنابراین با توجه به مطالب ذکر شده افزایش درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی، سبب می شود تا آنها انگیزه های بیشتری داشته باشند که از انباشت موجودی های نقدی توسط مدیران جلوگیری کنند بدین منظور که موجودی های نقدی صرف فعالیت های سرمایه گذاری  و توسعه ای شرکت به منظور رسیدن به اهداف استراتژیک شرکت شود.

2-4-2 رابطه بین درصد مالکیت دولتی و نگهداری موجودی های نقدی

ساختار مالکيت شرکت‌ها، نقش مهمي را در تعيين موجودي‌هاي نقدي نگهداري شده بوسيله شرکت‌ها بازي مي‌کند. اگر دولت، ميزان زيادي از مالکيت را دارا باشند نظارت ساير مالکان بر روي اعمال مديران را مشکل‌تر مي‌سازد زيرا مالکيت بيشتر توسط دولت، به مديران امکان کنترل بيشتر بر روي شرکت مي‌دهد و توانايي آن‌ها براي مقاومت در برابر فشارهاي بيروني را افزايش مي‌دهد. از جهتی در صورت کاهش وجه نقد شرکت، مدیران سریعا از دولت درخواست وجه می نمایند. بنابراین می توان انتظار داشت رابطه بین درصد مالکیت دولتی و نگهداری موجودی های نقدی مثبت باشد.

2-4-3 رابطه تمرکز مالکیت و نگهداری موجودی های نقدی

تمرکز مالکیت به حالتی اطلاق می شود که میزان در خور ملاحظه اي از سهام شرکت به سهامداران عمده(اکثریت) تعلق داشته باشد و نشان می دهد چند درصد سهام شرکت در دست عده محدودي قرار دارد. نتایج تحقیق مهدوي و میدري (1384) حاکی از آن است که تمرکز مالکیت در بازار اوراق بهادار تهران درسال 1384  بسیار بالابوده است. آنها در تحقیق خود با مقایسه شاخص هاي تمرکز مالکیت در بازار ایران و پنج کشور آمریکا، ژاپن، آلمان، چین، و چک به این نتیجه رسیدند که بازار سهام ایران داراي ساختار مالکیتی بسیار متمرکز است. بعلاوه نتایج این تحقیق نشان داد که در ایران نیز همچون کشور چک، تمرکز بیشتر مالکیت با کارایی بیشتر همراه بوده است. به عبارت دیگر کوچک کردن مالکیت تاثیر منفی بر کارایی دارد. بنابراین انتظار می رود که در شرکت هایی که تمرکز مالکیت بالاتر است کنترل مالکان بر مدیران بیشتر باشد. در نتیجه مدیران کمتر می توانند به منظور انگیزه های شخصی خود وجه نقد بیشتری را در شرکت انباشت نمایند. با توجه به مطالب بیان شده می توان انتظار داشت که رابطه تمرکز مالکیت و نگهداری موجودی های نقدی منفی باشد.