تفاسیر محافظه کاری -پایان نامه ارتباط ریسک ورشکستگی و محافظه کاری غیرشرطی

تفاسیر محافظه کاری

همانطور که قبلاً عنوان شد واتز (2003) ریشه محافظه کاری را در گزارشگری مالی ، دلایل اقتصادی می داند و 4 عامل ذیل را در شکل گیری آن ذکر می کند. (رویچوداری و واتز[1] 2006)

  • قرارداد بین شرکت و اشخاصی که در استخدام آن هستند (مانند مدیران) و همچنین قراردادهایی که بین شرکت و طرف های خارج از شرکت وجود دارد (بدهی به سهامداران و سایر اعتبار دهندگان) (تفسیر قراردادی محافظه کاری)
  • افزایش در هزینه های دعاوی قضایی (تفسیر دعاوی قضایی محافظه کاری)
  • دیدگاه قانونگذاران و تعدیل کنندگان حسابداری (مانند [2]Sec و [3]FASB ) (تفسیر قانونگذاری محافظه کاری).
  • ارتباط بین سود گزارش شده و مالیات ( تفسیر مالیاتی محافظه کاری).

2-2-1-4-1 تفسیر قراردادی

تفسیر قراردادی اشاره به تضاد منافع بین طرفهای قرارداد ، با واحد انتفاعی دارد . این قراردادها شامل قرارداد مدیران و قرارداد بدهی به سهامداران و سایر اعتبار دهندگان می باشد هر کدام از این طرف ها به دنبال منافع خود می باشند مثلاً سهامداران تمایل دارند که با بیشتر بیان شدن درآمدها و دارایی ها ، ثروت خود را در واحد اقتصادی افزایش دهند . همچنین مدیران تمایل دارند که با بالا نشان دادن عملکرد مالی و دریافت پاداش ثروت خود را افزایش دهند.

مدیران و حسابرسان شرکت ، بیشتر به خاطر زیاد بیان کردن عایدات و دارایی ها تحت پیگرد قرار می گیرند تا کمتر بیان کردن آن (کلاگ[4] 1984). همچنین تعدیل کنندگان حسابداری ، هزینه ناشی از بیشتر بیان کردن عایدات و دارایی ها را از منافع آن بیشتر می دانند (واتز 2003) . علاوه بر این ارتباط بین سود گزارش شده و مالیات نیز می تواند تمایلاتی را در شناسایی متفاوت هزینه ها و عایدات بوجود آورد (شاکل رور و شولین[5] 2001) .

بر اساس این تفسیر ، حسابداری محافظه کارانه برای نشان دادن و اشاره به کژمنشی بوجود آمده بوسیله گروههای مختلفی که اطلاعات نابرابر و نامتقارن ، حقوق و مزایای نابرابر ، افق های فکری محدود و مسئولیت محدود دارند می باشد. به طور مثال محافظه کاری می تواند رفتار فرصت طلبانه مدیر را در گزارشگری شاخص های حسابداری مورد استفاده در قراردادها محدود نماید.

در عمل محافظه کاری رفتار جانبدارانه مدیر را خنثی و شناسایی سود را به تأخیر می اندازد ، در نتیجه خالص دارایی ها و سود کمتر نشان داده می شود. در قراردادها ، اثرات مزبور ارزش شرکت را افزایش می دهد . زیرا محافظه کاری پرداخت های فرصت طلبانه مدیر به خود و سایر گروه ها نظیر سهامداران را محدود می نماید . ارزش افزایش یافته شرکت میان همه گروه های طرف قرارداد شرکت ، تقسیم و رفاه گروه افزایش می یابد . در این مفهوم ، محافظه کاری یک مکانیزم قراردادی کارآمد محسوب می شود . به نظر واتز تفسیر قراردادی با اهمیت ترین تفسیر محافظه کاری است زیرا اصلی ترین منبع محافظه کاری بشمار می رود. اگر چه تفسیر قراردادی از نظر ادبیات تأکید بر قرارداد بین طرفهای قرارداد (مانند قرارداد بدهی و قرارداد پاداش مدیریت) دارد ، اما گستره این تفاسیر به داخل سازمان (مانند حسابداری مدیریت و سیستم کنترلی) نیز مربوط می شود.

2-2-1-4-2  تفسیر دعاوی قضایی

بیور[6] (1993) و واتز[7] (1993) هر دو بکارگیری محافظه کاری در فعالیت های مربوط به اوراق بهادار را مناسب می دانند. دلیل این امر به این خاطر است که دعاوی حقوقی بیشتر به دلیل بیشتر از واقع نشان دادن عایدات و دارایی ها ایجاد می شود ، تا کمتر از واقع نشان دادن آنها. کلاگ دریافت که دعاوی حقوقی  خریداران اوراق بهادار علیه حسابرسان و واحدهای اقتصادی بیشتر از دعاوی حقوقی مربوط به فروشندگان اوراق بهادار می باشد ، که نسبت آن 13 به 1 است . از زمانی که حسابرسان و مدیران دریافتند که هزینه های دعاوی قضایی مربوط به بیشتر شناسایی کردن عایدات و دارایی ها بیشتر از هزینه های مربوط به کمتر شناسایی کردن آنها می باشد ، اشتیاق بیشتری  برای کمتر شناسایی کردن آنها یافتند (واتز 2003).

 

2-2-1-4-3  تفسیر مالیاتی

از آنجا که درآمد مشمول مالیات و روش های محاسبه درآمد مشمول مالیات، به سود گزارش شده وابسته است، در نتیجه محاسبه سود نیز تحت نفوذ و تحت دستکاری بوده است. واتز و زیمرمن[8] (1979) می گویند قبول استهلاک به عنوان یک هزینه در آمریکا به دلیل الزام قانون مالیات بر درآمد شرکت ها ، مصوب خزانه داری آمریکا بوده است که براساس آن استهلاک باید به عنوان یک هزینه ، در صورت های مالی ثبت و گزارش شود.

گنتر و همکاران او (1977) عنوان می کنند که درآمد مشمول مالیات هنوز هم تحت تأثیر روش های حسابداری است ، البته به غیر از روش های استهلاک . فورد و همکاران (2001) نیز در تحقیق خود عنوان کردند که مالیات ها انگیزه هایی را برای شرکت ها  فراهم می آورند که به موجب آن ، شرکت ها سود حسابداری را به گونه ای گزارش می کنند تا تشویق مالیاتی دریافت کنند . تا زمانیکه شرکت سودآور است ، درآمد مشمول مالیات دارد . ارتباط و وابستگی بین درآمد مشمول مالیات و سود گزارش شده انگیزه انتقال سود را به دوره های آتی فراهم می آورد ، با انتقال سود به دوره های آتی ارزش مالیاتها کاهش می یابد . رابطه بین سود گزارش شده و درآمد مشمول مالیات در تعدادی از شرکتهایی که به دنبال استرداد مالیات اضافی پرداخت شده خود به دلیل تقلب و فریب در گزارش سود حسابداری انجام داده اند ، مشاهده شده است . در این گونه موارد به واسطه گزارش بیش از واقع سود از محافظه کاری تخطی شده است . در موارد تقلب در گزارشگری سود ، ملاحظات گزارشگری بر ملاحظات مالیاتی اولویت دارد.

 

 

2-2-1-4-4  تفسیر قانونگذاری

قوانین نیز انگیزه هایی را برای ارائه صورتهای مالی محافظه کارانه برای شرکت ها بوجود می آورد. واتز (1977) معتقد بود که ضرر ناشی از ارزیابی بیش از واقع دارایی ها و سود ، در مقایسه با منافع حاصل از ارزیابی کمتر از واقع دارایی ها و سود ، در فرآیند سیاسی بیشتر مشاهده می شود . این پدیده انگیزه هایی را برای قانونگذاران و استانداردگذاران فراهم می آورد تا آنان همچنان محافظه کار باقی بمانند . ظاهراً این موضوع باعث شده است که کمیسیون بورس اوراق بهادار تجدید ارزیابی دارایی های شرکتها ، در 3 سال اول فعالیتشان را ممنوع کند . بر اساس قوانین بورس اوراق بهادار ، حسابداری باید محافظه کارانه باشد و از اینکه حسابداری در سال 1929 ارزیابی بیش از واقع از سهام بورس اوراق بهادار نیویورک داشته است ، مورد انتقاد قرار می گیرد .

[1] – Watts and Roychowdhury

[2] – Securities and Exchange Commission

[3] – Financial Accounting Standard Brord

[4] – Kellog

[5] – Shackel Ror & shevlin

[6] – Beaver , W

[7] – Watts

[8] – Watts , R .L .and J . Zimmerman