تعریف نقدینگی از جنبه های مختلف.پایان نامه در مورد نقدینگی و اندازه شرکت

تعریف نقدینگی

بازار کاملا نقدشونده بازاری است که هر مقدار از اوراق بهادار می تواند فورا و بدون هزینه به وجه نقد تبدیل شود یا هر مقدار وجه نقد می­تواند به اوراق بهادار تبدیل شود. در بازارهای کمتر نقدشونده نسبت به بازار های کاملا نقدشونده، یک بازار نقدشونده، بازاری است که هزینه معاملات مرتبط با تبدیل اوراق بهادار در حداقل باشد. هزینه معاملات شامل هزینه های ضمنی و صریح[1] است. هزینه­های صریح شامل هزینه­های مربوط به حق دلالی کمیسیون­ها[2]  و مالیات­های دولت[3] است. این هزینه را به آسانی به صورت کمیت در می­آیند اما خارج از کنترل مستقیم بورس اوراق بهادار است و بنابراین در نظر گرفته نمی شود. توجه اساسی در معاملات بر هزینه­های ضمنی معامله همچون اختلافات قیمت پیشنهادی خرید و فروش[4]، هزینه­های تاثیر بازار و هزینه­های فرصت است که به موجب تکنولوژی، مقررات، انتشار اطلاعاتی، مشارکت اطلاعاتی و ابزارهای اطلاعاتی ناکارا و یا ناکافی است (آیتکن و کامرتن فورد[5] 2003، 46).

بررسی ادبیات مالی آشکار می کند که اختلافات قابل توجهی میان محققان در مورد ماهیت نقدینگی، منابع آن، و نتایجش برای سرمایه­گذاری وجود دراد. تعاریف در مورد نقدینگی تا اندکی متضاد و نامنظم است. اصطلاح نقدینگی به صورت گسترده­ای در ادبیات مالی استفاده شده است، از این جهت درک مفهوم آن مهم است. بنابراین هدف  ما در این جا فراهم کردن تعریفی روشن از نقدینگی است که می تواند در تجزیه و تحلیل­های مالی به کار گرفته شود ( موراسکی[6]2008، 9).

در بسیاری از موارد، مخصوصاً در معاملات روزمره[7]، استدلال­های نظری گسترده در مورد معنی نقدینگی واقعا لازم نیست. اکثر سرمایه­گذار­ها به صورت ذاتی می ­توانند کیفیت بازارها یا انواع دارایی­ها، مانند قابلیت نقدشدن یا غیر قابل نقدشدن را درک کنند و اثرات مربوط به آن را تشخیص دهند. به هر حال نبود یک تعریف رسمی از نقدینگی در زمانی که توسعه رویکرد­های رسمی، نقدینگی را به عنوان یک معیار سرمایه­گذاری در نظر می­گیرد موجب مشکلات جدی می­شود (موراسکی[8] 2008، 10).

وصف­های مختلفی از تعارف نقدینگی در کتاب­ها و مقالات مالی و مدیریت مالی وجود دارد. لیو (2006، 631) بیان می­کند که به طور عام  نقدینگی توانایی برای تعداد زیاد معامله با سرعت بالا در هزینه پایین و با اثر قیمتی کم توصیف می شود. این توصیف چه بعد را برای نقدینگی، یعنی، تعداد معامله، سرعت معامله، هزینه معامله، و اثر قیمتی را مشخص می کند.  یودین (2009، 24) نقدینگی را به عنوان سرعت و سهولتی که یک نفر می تواند سهام را در بازار مورد معامله قرار دهد تعریف کرده است. پاستور و استمبیو (2003، 2) نقدینگی را به عنوان یک مفهوم وسیع توصیف می­کنند که به طور کلی توانایی برای تعداد زیادی معامله به طور سریع، در هزینه پایین، و بدون تغییر قیمت را نشان می­دهد. ریلی و برون[9](1997، 106) نقدینگی را به عنوان خرید یا فروش یک دارایی با سرعت و در یک قیمت مشخص  شرح داده­اند؛ بر طبق نظر بودی و مرتن[10] (1998، 35) نقدینگی، سرعت و سهولت نسبی است که یک دارایی می­تواند به وجه نقد تبدیل شود؛ بر طبق نظر آرنلد[11] (2005، 18) نقدینگی، درجه­ای که یک دارایی می­تواند به سرعت و به سهولت بدون از دست دادن ارزش فروخته شود؛ اسچارتز و فرانشونی[12] (2004، 60) دارایی را نقد شونده می­نامند که به سهولت قابل تبدیل به وجه نقد باشد؛ و بریلی و همکارانش[13] (2006،1000) یک دارایی را نقد شونده می­نامند، اگر به آسانی و ارزان به وجه نقد تبدیل شود و بگ و همکارانش[14] (2003، 315) بیان می­کنند که نقدینگی، ارزانی، سرعت، و اطمینانی است که ارزش دارایی می­تواند به پول تبدیل شود.

همچنین شارپ و الکساندر[15] (1990، 804) بیان می­کنند که نقدینگی عبارت است از توانایی سرمایه­گذارن برای تبدیل اوراق بهادار به وجه نقد در یک قیمت مشابه نسبت به معامله قبلی در اوراق بهادار، با فرض این که هیچ اطلاعات جدیدی مهمی از وقتی که معامله قبلی صورت گرفته، وارد نشده باشد. هریس[16] (2003، 394) کسی است که نقدینگی را به عنوان توانایی برای حجم زیادی از معامله به سرعت، در هزینه پایین، و وقتی که تمایل برای معامله وجود داشته باشد، تعریف کرده است. از طرف دیگر مُیر[17] و همکارانش(1998، 609) نقدینگی یا نقدینگی شرکت را به عنوان توانایی یک شرکت جهت پرداخت وجه نقد برای تعهداتش در زمانی که این تعهدات سر رسید می­شود، تعریف می کنند.

این بررسی کوتاه از دیدگاه­های مختلف بیان قبلی که هیچ توافق عمومی در مورد معنای معینی از اصطلاح نقدینگی در جامعه مالی وجود ندارد را تقویت می­کند. با این حال نظم و ترتیب تقریبی در مفهوم نقدینگی وجود دارد. اما به نظر می­رسدکه تعاریف موجود درباره نقدینگی را می­توان طبقه­بندی کرد. هر یک از تعاریف نقدینگی را می­توان در یکی از طبقاتی که در زیر بیان می شود جای داد. تعاریف نقدینگی را می‌توان در سه دیدگاه زیر جای داد:

 

2-3-1 نقدینگی دارایی ها

نقدینگی در بعضی از تعاریف به عنوان ویژگی یک دارایی معرفی شده است. در این مورد، نقدینگی به عنوان آسانی تبدیل یک دارایی به وجه نقد درک می­شود. به عبارت دیگر، یک دارایی که به آسانی فروخته می­شود نقدشونده­تر است. در نتیجه، وجه نقد خود به عنوان دارایی که دارای بیشترین درجه نقدینگی است فرض می­شود و دیگر دارایی­ها را می­توان با اشاره به وجه نقد به عنوان بیشترین یا کمترین شباهت به وجه نقد، طبقه بندی کرد ( موراسکی 2008، 16).

بر طبق نظر هیکز[18] (1962) و میلر[19] (1965)، دارایی غیرنقدشونده[20]، داریی است که می­تواند بدون درنگ و تنها با تنزیل قیمت فروخته شود؛ از طرف دیگر، اگر ارزش عادلانه حفظ شود دوره تسویه طولانی­تری را باید پذیرفت. دارایی کاملا  نقدشونده می­تواند فوراً در ارزش عادلانه فعلی خودش فروخته شود و زیاد شدن مدت فرایند تسویه هیچ تاثیری بر قیمت مشخص شده ندارد.

[1] . Explicit And Implicit Costs

[2] . Brokerage Commissions

[3] . Government Taxes

[4] . Bid–Ask Spreads

[5] . Aitken  And Comerton-Forde

[6] . Morawski

[7] . Day-To-Day Trading

[8] . Morawski

[9] . Reilly  And Brown

[10] . Bodie And Merton

[11] . Arnold

[12] . Schwartz And Francioni

[13] . Brealey Et Al.

[14] . Begg Et Al.

[15]. Sharpe And Alexander

[16] . Harris

[17] . Moyer Et Al.

[18]. Hiks

[19]. Miller

[20]. Illiquid Asset