انواع تصوير/ پایان نامه لوگوی بانک ملت و عملکرد بانک

انواع تصوير

بسياري بر اين باورند كه تصوير يا شكل، واژه مبهم تعريف شده اي است كه به احساسات يا عواطف و يا تأثيرات زير آستانه حسي مربوط ميشود. اين يكي از همان ترفندهايي است كه بازاريابان مي كوشند، ما را قانع سازند كه افرادي غير قابل توصيف و اسرار آميزند. ولي ساختن تصوير را شبيه هر چيز ديگري در بازاريابي، نه تنها ميتوان با روش منطقي، راهبري و نظام مند عملي كرد، بلكه دست يازيدن به آن، به اين شكل، امري اساسي است .براي انجام آن، شما بايد به شكل عملي فكر كنيد . بايد تماميعناصري را كه در ساختن تصاوير دخيل اند مطالعه كنيد و سپس با استفاده از آنها تصويري كلي كه براي مصرف كنندگان هم جذاب و هم قانع كننده باشد، بسازيد.پنج عنصر در تصوير سازي بيشترين اهميت را دارند كه عبارتند از:

١تصوير علامت تجاري

رنگ بسته ها و شكل بسته ها جوهر و هسته يك نام تجاري را شكل ميدهند. آنها در طي زمان ساخته شده اند و نياز به تداوم دارند تا در طي زمان ساخته شوند. آنها بانكي تشكيل ميدهند كه هر گاه بخواهيد خط توليد را توسعه دهيد و يا محصول ديگري روانه بازار كنيد، ميتوانيد از آن برداشت كنيد. تصوير علامت تجاري در طي زمان، متناسب با اشكال، اقدامات و رويدادهايي كه معنايي خاص براي مشتريان فعلي يا آتي دارند، شكل ميگيرد.

٢تصوير محصول

اين تصوير، به ويژگيهاي واقعي محصول بر ميگردد . به طور خلاصه، تصوير محصول، آن چيزي است كه يك محصول يا خدمت قرار است، انجام دهد.

٣تصوير تداعي كننده

ما آنچه را شما دوست » : تداعي كننده تلاشي است در جهت اينكه زمينه اي مشترك با مصرف كننده پيدا كنيم و به آنان بگوييم اين، «. داريد، دوست داريم. علائق ما همان علائق شماست و ضمناً، من كالايي دارم كه ممكن است شما به آن علاقه مند باشيد بخش مهمي از مجموعه دلايلي است كه به مصرف كنندگان براي خريد محصولتان ارائه ميدهيد. گرچه اين گونه تداعي ها هميشه بلافاصله آشكار نميشوند، اما تصوير تداعي كننده، نظير ديگر عناصر بازاريابي، بايد مد نظر گرفته شود و زمينه تدوين راهبرد قرار گيرد . درست نيست از چيزي حمايت مالي شود كه با راهبرد كلي نام تجاري همخواني نداشته باشد .

۴تصوير استفاده كننده

تصوير استفاده كننده دربارة آن است كه كدام دسته از مردم، محصول شما را دوست دارند و از آن استفاده ميكنند .

۵تصوير استفاده

محصول چگونه است و چگونه مصرف ميشود ؟ در يك كافه سرپايي ؟ در يك خانه ؟ در يك رستوران ؟ آيا توسط كسب و كار كنندگان مصرف ميشود ؟ چيست و چگونه استفاده ميشود ؟ و آيا من ميتوانم مصارف ديگري براي آن پيشنهاد كنم ؟ بسته به وجود دارد . تصاوير مختلف، در مكانهاي مختلف عمل ميكنند . بنابراين نميتوان  تصوير استفاده  مخاطب، تنوع فوق العادهاي در واحدي يافت كه به همه جا مربوط شود . تركيب مناسب اين عناصر تصويري، هماني است كه عملاً تصوير يك تصوير استفاده نام تجاري را مي آفريند . در فراگرد تبليغات، بايد هر يك از ضعف ها و قوت هاي يكايك عناصر تصويري، براي حصول اطمينان از اينكه نام تجاري از تعداد بيشتري از آن عناصر برخوردار است، كشف و بر روي آنها سرمايه گذاري شود، به نحوي كه حداكثر بهره

برداري از آنها صورت گيرد نكته مهمي كه بايد به ياد داشته باشيد، اين است كه مصرف كنندگان، بالاخره از شركت و محصول شما تصويري پيدا خواهند كرد، خواه آگاهانه براي ايجاد آن تلاش كرده باشيد يا خير. بسته بندي، محلهاي توزيع، بي ادبي يا نزاكت كساني كه به تلفن ها جواب ميدهند و تمامي آنچه يك مصرف كننده از شركت شما ميبيند يا ميشنود، در ذهن او يك تصوير خواهند ساخت و اين تصوير بر تصميم هايش براي خريد يا نخريدن، تأثير خواهد گذاشت.

2-12 تصوير ذهني

ذهن ما متشكل از شبكة عظيمي از ميلياردها ياختة عصبي است كه همگي با هم در ارتباط هستند، برخي مستقيماً و برخي به صورت مداري از طريق ديگر ياخته هاي عصبي وقتي كلمه اي ميشنويم، ممكن است نقطه اي در شبكة ذهني ما فعال و موجب شود كه

و يا ديدن تصوير آن ممكن است معناي آن را فعال سازد .ساترلند، (٢٧٠ ،١٣٨٣) – قبل از آنكه بتوانيد تصويري را در اذهان مردم به وجود آوريد، بايد بدانيد چه افكار و تداعي هايي در آنان وجود دارد . در تحقيق پيرامون تصوير، توجه به موارد زير بسيار مهم است:

١كدام صفات در ذهن مردم در مراجعه به محصول اهميت دارد ؟

٢كدام صفات، شركت ما را از ديگر شركتها متمايز ميكند؟

اولين گام ايجاد چيز هايي است كه افراد با يك نام تجاري يا شركت تداعي ميكنند . اين تداعيها ميتوانند مبهم، نيمه شكل يافته يا حتي كاملاً اشتباه باشند با اين حال، آنها وجود دارند . گام بعدي آن است كه معلوم شود سازمان ميخواهد بر كدامين صفات تصويري ذهني تأكيد كند. وقتي مردم نام بي اچ پي را ميشنوند، به چه چيز فكر ميكنند ؟ گر چه اين پرسش بعضاً كاري پژوهشي است ولي صرفاً نبايد سؤالات عجيب و غريبي درباره اينكه مردم فكر ميكنند چه چيزي براي شركت مورد نظر مهم است، از آنان كرد. نگرشهاي مثبت نظير اعتبار، ثبات، منافع ملي، انسانيت، مراقبت، شهروند با مسئوليت گروهي، ضديت با آلودگي و حساس به محيط زيست جملگي در زمره صفاتي هستند كه شركت ميتواند تصوير خود را بر پايه آنها بسازد. زماني كه سازمان در مورد تصويري كه ميخواهد از خود منتقل كند به تصوير مشخص ميرسد و تأييد ميكند كه بر پايه اين تصوير ميتواند خود را عرضه كند، بايد در پي آن، ادراكات عموميرا رديابي كند .